تبليغاتX
Cyber Diplomacy -
Strategic and International Studies Institute For Media

روزنامه نگاري نرم: در تعامل یا تقابل با ديپلماسي

مقاله زير بررسي اجمالي يک تحقيق علمي درباره تاثير نرم خبر و روزنامه نگاري انتقادي در سياست خارجه امريکاست.
ماتئو بائوم استاديار علوم اجتماعي مدرسه جان اف کندي دانشگاه هاروارد در سال 2003 کوشيد با انتشار اين تحقيق و نظريات مشابه ديگرش به همگان ثابت کند که گرايش مخاطبان به نرم خبر و برنامه هاي مبتني بر ژانر روزنامه نگاري نرم که در مواقعي بستري براي رشد روزنامه نگاري انتقادي است ، نه تنها مردم امريکا را از سياست خارجه دولت غافل کرده ، بلکه حتي در پاره اي از موارد در برابر آن قرار داده و توانسته است آن را با شکست مواجه کند.
در يک کلام بائوم بر اين باور است که روزنامه نگاري انتقادي و روزنامه نگاري نرم ، مخاطبان را درخصوص مسائل کلان دولت و ملت بي توجه ، بي اعتماد و بي انگيزه مي کند و اجازه نمي دهد آنها در امور رايج مملکت خود و جهان پيرامونشان مشارکتي فعال داشته باشند. در اين که بائوم حامي رسانه هاي جريان حاکم و سياست خارجه دولت امريکاست و تلاش مي کند تا مبلغ نوعي از اطلاع رساني کاناليزه شده از طريق مجاري خاص خبري به مخاطبان باشد شکي نيست. با اين همه ، هر چقدر انتقادهاي او از روزنامه نگاري انتقادي که مي تواند سياست خارجه امريکا يا هر دولت ديگري را به چالش بکشد، قابل بحث و تامل و در پاره اي موارد بدون ترديد مردود است ؛ انتقادهاي او از روزنامه نگاري نرم که سوق دهنده افکار عمومي به دور شدن از امور رايج مملکت يا جهان پيرامون آنهاست تا حد زيادي به جا و قابل تامل است.


در بيستم آگوست سال 1998 بيل کلينتون ، رئيس جمهور امريکا درست 3 روز پس از اداي شهادت درباره روابط جنسي اش با مونيکا لوينسکي با موشکهاي کروز برخي پايگاه هاي احتمالا متعلق به تروريست ها در افغانستان و سودان را مورد حمله قرار داد. حمله موشکي در ساعت 1.30 بعدازظهر به وقت شرق امريکا آغاز شد. تا عصر آن روز و پيش از آن که روزنامه هاي صبح فردا روي دکه ها بنشينند، تقريبا سه چهارم مردم از اين حملات خبردار شده بودند.در طول هفته بعد، بخش اخبار عصرگاهي 3 شبکه بزرگ تلويزيوني امريکا (سي.بي.اس ، ان.بي.سي و اي.بي.سي) بشدت اين موضوع را پوشش دادند.
براساس آمار ارائه شده از سوي Lexiss و Nexis در عرض يک هفته 69 گزارش و خبر درباره اين حادثه روي آنتن رفت.
شگفت اين که برنامه هاي سرگرمي محور و مبتني بر نرم خبر مانند «Entertainment tonight»، Access to Hollywood» و «Tonight Show» نيز به اين موضوع علاقه مند شده و آن را به طور مبسوط پوشش دادند.

                 


اما شمار بيشتري از بينندگان تماشاي مرتب برنامه هاي مبتني بر نرم خبر و روزنامه نگاري انتقادي را به آنچه که همه شبکه هاي خبري کابلي برايشان گردآوري مي کنند، ترجيح مي دهند. در عين حال به همان اندازه يا حتي بيشتر از آن ترجيح مي دهند در ساعات شبانگاهي به تماشاي نمايش هاي تلويزيوني مبتني بر نرم خبر بنشينند تا برنامه هاي خبري شبانگاهي.
نتيجه اين که بينندگان تلويزيون به طور حتم خبر حملات موشکي را درست همان گونه که مي توانستند از شبکه هاي خبري کابلي دريافت کنند، آن را از طريق نمايش هاي تلويزيوني مبتني بر نرم خبر دريافت کرده اند، اما چرا بايد اهميت داد که مردم چنين خبر مهمي را از کجا دريافت کرده اند؟
موضوع اين است که هر يک از اين مجاري خبري تصوير بسيار متفاوتي از حوادث به فرد ارائه مي کردند. در حالي که پوشش خبري شبکه هاي تلويزيوني خبري غالبا روي تاکتيک هاي نظامي و پيامدهاي سياسي حملات متمرکز شده بود، رسانه هاي مبتني بر روزنامه نگاري انتقادي و حتي روزنامه نگاري نرم تقريبا به صورت اختصاصي روي تشابهات مرموزي بين حوادث دنياي واقعي و فيلم «سگ را بجنبان» تاکيد مي کردند.
از نگاه منتقداني چون بائوم نويسنده کتاب «نرم خبر به جنگ مي رود» رسانه هاي مبتني بر روزنامه نگاري نرم و روزنامه نگاري انتقادي سبب شده اند مردم امريکا نسبت به امور سياسي کشور خود بي اهميت شده و همه چيز را حتي جنگ و صلح را به بازي انگارند.
اگرچه افرادي مانند بائوم بر اين باورند که رسانه هاي مبتني بر نرم خبر با وجود سرگرمي محور بودنشان ، پوشش خبري بسيار تاثيرگذاري از بحران هاي سياست خارجه امريکا ارائه مي کنند. با اين همه ، اين کار سبب شده است لايه هاي مياني و عمومي جامعه امريکا که به طور سنتي علاقه اي به اخبار سياسي ندارند، به طرز گسترده و به صورتي کاملا تصادفي از طريق برنامه اي که هدف اصلي آن سرگرمي است از اخبار و اطلاعات مربوط به چنين حوادثي مطلع شوند. از اين رو، اين استاد ارتباطات اجتماعي مدرسه جان اف کندي دانشگاه هاروارد نتيجه مي گيرد که در معرض اطلاعات مربوط به سياست خارجه قرار گرفتن از طريق رسانه هاي مبتني بر نرم خبر ممکن است تاثيري بسيار متفاوت از آنچه منابع خبري سنتي بر بيننده مي گذارند، داشته باشد.
با اين همه ، بسياري از اين منتقدان در پي يافتن پاسخي دقيق به اين پرسش بوده اند که آيا رسانه هاي مبتني بر سخت خبر و نرم خبر اساسا به طور سيستماتيک در روش پوشش بحران هاي خارجي با يکديگر تفاوت دارند يا خير و پيامدهاي بعدي هر يک از اين تفاوتها روي نگرش عمومي نسبت به سياست خارجه چگونه است.
آنچه فردي مانند ماتئو بائوم در بحث تاثيرات منفي روزنامه نگاري نرم بر سياست خارجه کشوري مانند امريکا به دنبال اثبات آن است به طور خلاصه اين است که اولا انواع مختلف آدمها ممکن است در مواجهه با اطلاعات و اخبار مربوط به سياست خارجه که در رسانه هاي خبري مبتني بر نرم خبر ارائه مي شود عکس العمل هاي متفاوتي از خود نشان دهند، اما بيشتر آنها به طور کاملا تاثيرپذير سياست خارجه را بسيار سطحي و تمسخرآميز در خواهند يافت. او سپس معتقد است که ميان مصرف نرم خبر، مشارکت سياسي و تمايل به حمايت از ديدگاه بين المللي گراي سياست خارجه امريکا، ارتباطي بسيار منظم وجود دارد.
در نهايت بائوم معتقد است کم اطلاع ترين اعضاي جامعه از لحاظ سياسي که بزرگترين مصرف کنندگان نرم خبر هستند، نسبت به ديگر همتايان آگاه تر خود از لحاظ سياسي که مصرف کنندگان نرم خبر نيستند کمتر به حمايت از سياست خارجه بين المللي گراي امريکا مي پردازند.


حرکت کور به سوي روزنامه نگاري نرم

سخت خبر ژانر مهمي از خبر است که به پوشش رويدادهاي مهم و فوري که دربرگيرنده سران کشورها، موضوعات بنيادي و سرنوشت ساز يا اتفاقات و حوادث شاخص در زندگي روزمره مردم مانند وقوع زلزله يا فاجعه سقوط هواپيما مربوط مي شود مي پردازد. سخت خبر اساسا و از قديم براي شهروندان علاقه مند به مشارکت در امور جامعه ، موضوعي حياتي و مهم تلقي مي شده است.
در واقع هر چقدر يک شهروند به امور مربوط به خود، خانواده ، اقوام ، جامعه ، شهر، کشور و نهايتا جهاني که درآن زندگي مي کند اهميت قائل شود بيشتر و بيشتر به سخت خبر اهميت مي دهد.
در طرف ديگر اما، نرم خبر که در واقع قالب اصلي روزنامه نگاري نرم محسوب مي شود، مجموعه اخباري را شامل مي شود که کوچکترين ارتباطي با نيازهاي اوليه جامعه ، امور رايج کشور و سياستگذاري هاي کلان ندارد و مخصوصا مربوط به موضوعات احساسي ، شخص محور يا ستاره محور و مورد علاقه انسان هاست و کمتر محدوديت زماني دارد. يعني جنس آن به گونه اي است که در هر زمان و مکاني خاصيت آن که همانا سرگرم سازي و تهييج احساسات انساني است از ميان نمي رود و در قياس با سخت خبر حادثه محورتر است.
از لحاظ تاريخي و از حيث ريشه يابي پيدايش تمايز ميان نرم خبر و سخت خبر بايد سراغ يک سري ساختارهاي موسسه اي و فرآيندهاي خاصي رفت که مي توان آنها را در چند بخش خلاصه کرد. ايجاد تمايز ميان شرکتهاي صرفا خبري و شرکتهاي خبرسازي يا خبري يکي از مهمترين اين عوامل بود. پس از آن ايجاد اين تفکر که پرداختن به پوشش خبري امور رايج مملکت و جهان کاري تکراري است و نمي توان از آن انتظار درآمدزايي داشت سبب شد برخي شرکتها و سازمان هاي خبري نيز پا جاي پاي شرکتهاي سرگرمي بگذارند و خبر و سرگرمي را با هم ترکيب کنند تا از اين راه درآمدي حاصل شوند. البته اين نياز هرگز در زماني که تعداد تلويزيون ها به اين تعداد نبودند حس نمي شد. اين نياز حتي زماني که اينترنت پاي در عرصه اطلاع رساني گذاشت بيش از پيش حس شد چرا که اين رسانه جديد نيز به زودي داعيه دار اطلاع رساني و خبرپراکني شد. با اين همه ، مي توان بزرگترين عامل رشد روزنامه نگاري نرم را تولد شبکه هاي تلويزيوني کابلي و ماهواره اي و پس از آن اينترنت دانست..


اينترنت و شبکه هاي تلويزيوني خبري کابلي مانند سي.ان.ان به تنهايي نقشي بسيار مهم در توليد اين ژانر از روزنامه نگاري به عهده دارند. تصور کنيد که در اولين دقايق پس از يک رويداد مهم ملي شبکه سي.ان.ان يا يکي از سايتهاي اينترنتي خبر مربوط به آن را براي طيف گسترده اي از مردم پخش مي کند آن گاه اين سوال پيش مي آيد که ديگر شبکه هاي تلويزيوني در بخشهاي خبري خود بايد چه چيز تازه اي را براي بينندگان خود بازگو مي کردند. با وجود اين که بسياري از منتقدان معتقدند روزنامه نگاري نرم مخاطبان فراري از اخبار تکراري مربوط به امور رايج مملکت يا جهان را به سوي رسانه ها بازگردانده است ، عده اي ديگر از تحليلگران بر اين باورند که صرف رجوع مخاطبان به رسانه ها و وقت گذراني با آنها دردي را درمان نمي کند و در واقع آنچه مخاطبان را به رسانه ها بازگردانده است جنبه هاي مشخص و مفيد خبرپراکني که همانا بالا بردن سطح دانش و مشارکت مردم در امور اجتماعي ، سياسي و اقتصادي جامعه خود و جهان پيرامونشان است نيست بلکه جنبه هاي احساسي زندگي پيراموني است که نهايتا مخاطب را درون خلسه اي مقطعي و خوشي ناپايداري فرو مي برد که برعکس او را نسبت به سرنوشت جامعه اطراف و جهان پيرامونش منفعل کند.
 
ارتباط آگاهي سياسي و گرايش به نرم خبر
منابع خبري از جهات مختلفي با يکديگر متفاوتند، اما همه آنها در مرحله اول روي مضمون هاي مبتني بر نرم خبر متمرکزند و همه آنها مايلند تا نمونه هاي مشابه سياسي يا موضوعات سياست خارجه را درست با استفاده از همين روش پوشش دهند. زالر، يکي ديگر از منتقدان نرم خبر (1992) استدلال مي کند که افراد در سطوح مختلف آگاهي سياسي ، درباره اين که چگونه در معرض اخبار و اطلاعات سياسي قرار بگيرند، تمايلات متفاوتي دارند و در هنگام مواجهه با اطلاعات سياسي نيز، عکس العمل هاي متفاوتي از خود بروز مي دهند.
از سوي ديگر، کم اطلاع ترين افراد جامعه اساسا تمايلي به مواجهه با اخبار و اطلاعات سياسي ندارند؛ بنابراين آنها هيچ مبنايي که براساس آن تغيير عقيده دهند در اختيار ندارند. عقايد افراد کاملا مطلع و آگاه سياسي نيز غالبا استوار است که دليل متفاوتي دارد.
کارآزموده هاي سياسي ، سيستم هاي اعتقادي استواري دارند که به آنها اجازه مي دهد در برابر پيامها و اخبار نادرست و ناهماهنگ مقاومت کرده و آنها را نپذيرند، حتي اگر به خوبي در معرض آنها قرار گيرند.
 
 

مائوم به اين تمايل آخري در رد کردن و نپذيرفتن اطلاعات مغاير با باورهاي پذيرفته شده قبلي ، به عنوان پذيرش گزينشي اشاره مي کند. مدل پذيرش و قبول نشان مي دهد چون افراد آگاه از لحاظ سياسي از نگرش عميق و وسيع سياسي برخوردارند، نسبت به ديگر همتايان ديگر خود که سواد و آگاهي سياسي کمتري دارند، بهتر مي توانند روش پذيرفتن گزينشي و گزينش پيامهاي دريافتي را به کار بگيرند.
حال آن که ديگران نگرش سياسي خاصي ندارند که تحت تاثير اين اطلاعات از آن رويگردان شوند. از آن گذشته ، به دليل اين که رسانه هاي مبتني بر نرم خبر براي اين به وجود آمده اند تا اطلاعات و اخبار را براي مخاطبان غيرسياسي قابل دسترسي کنند، در صورتي که يک خبر سياسي از طريق آنها منعکس شود، بلافاصله افراد کم اطلاع سياسي در معرض آن قرار گرفته و بدون تامل آن را پذيرا مي شوند.

 
آگاهان سياسي ، علاقه مندان به سخت خبر
براساس مدل پذيرش و قبول ، افراد بي تفاوت نسبت به سياست بندرت به سراغ منابع خبري سنتي مي روند تا خود را در معرض اخبار سياسي قرار دهند و نيز بعيد است که خود را در معرض اخبار و گزارش هاي مبتني بر سخت خبر در مورد سياست خارجه قرار دهند. حتي اگر در معرض اين نوع اخبار نيز قرار گيرند بعيد است مانند افراد مطلع و نخبگان سياسي توجه خاصي به آن مبذول دارند و درصدد فهم و درک اطلاعات پيچيده اي که معمولا توسط چنين برنامه هايي ارائه مي شود بيايند. (هاميل و لوجه ، 1986 ، هاميلتون ، 2003)
از سوي ديگر در معرض پوشش خبري امور خارجه از طريق رسانه هاي خبري مبتني بر نرم خبر قرار گرفتن بدون شک تاثير بيشتري روي افراد بي تفاوت به سياست خواهد گذاشت که اخبار سنتي چنين تاثيري را نخواهند داشت.

اما با استناد به ويژگي هاي پوشش خبري مبتني بر نرم خبر و نگرش از پيش تعيين شده و قبلي مصرف کنندگان کم اطلاع ، تاثير مستقيم چنين در معرض قرار گرفتن مي تواند حمايت از سياست خارجه بين المللي گراي امريکا را بالا يا پايين بياورد؛ بنابراين قبل از پيش بيني اين که چطور در معرض نرم خبر يا سخت خبر قرار گرفتن بر نگرش عمومي تاثير مي گذارد، ابتدا بايد اين موضوع را در نظر بگيريم که آيا و چطور رسانه هاي مبتني بر سخت خبر و نرم خبر در پوشش سياست خارجه با يکديگر فرق مي کنند.
در جاي ديگر بائوم بحث مي کند که منابع خبري مبتني بر نرم خبر به منظور خوشايند مخاطبان انبوه سياسي خود دوست دارند تنها دراماتيک ترين و سهل الوصول ترين جنبه هاي بحران هاي خارجي را پوشش دهند. يکي از پيامدهاي آن اين است که آنها تمايل دارند به طرز نامناسبي روي قالبهاي اپيزوديک موضوع تکيه کنند (که تنها بر تجربيات افراد خاص يا گروههاي کوچک تاکيد دارد) تا قالبهاي تماتيک آن (که اخبار را در متن سياسي يا اقتصادي و اجتماعي گسترده تري قرار مي دهد) و دليل آن اين است که قالبهاي نمايشي ، به نظر براي جذب و خوشايند بينندگان بي تفاوت به سياست ارجحيت بيشتري دارد و بسيار ملموس تر است. (اينگار 1991)
از همه اينها گذشته ، رسانه ها و منابع خبري مبتني بر روزنامه نگاري انتقادي در مقايسه با منابع خبري سنتي تمايل بسيار زيادي به تخيل و قضاوت اخلاقي موضوعات مورد پوشش دارند و اين قضاوت معمولا در لابه لاي متن خبر و گزارشي که محتواي فشرده درام انساني دارد، مطرح مي شود. منابع خبري مبتني بر نرم خبر همچنين تمايل زيادي به تمرکز روي موقعيت هايي دارند که مي تواند درام انساني را بشدت افزايش دهد يعني آنچه به خشونت ، خطر و تراژدي مربوط مي شود و البته اين کار را به طرزي کاملا اخلاقي انجام مي دهند. خواسته يا ناخواسته ، رواج اخبار داستاني (اپيزوديک) اشخاصي که در حين مبارزه با دشمنان شيطاني با خطرات گرانسنگي مواجه شده اند جهان را مکاني ناامن و خطرناک نشان مي دهد. در واقع يکي از پيامدهاي ناخواسته راهبردهاي برنامه ريزي مبتني بر نرم خبر که در اصل به منظور سرگرم سازي مخاطبان غيرسياسي بوده اين است که اين گرايش تا حد زيادي به تاکيد روي جنبه هاي منفي و نااميدکننده سياست خارجه امريکا بدل شده است.


 
پوشش بحران ها با سخت خبر يا نرم خبر؟
تفاوت هاي پوشش حملات نظامي امريکا در رسانه هاي مبتني بر سخت خبر و نرم خبر باعث شد برخي منتقدان براي تعيين اين که آيا و چگونه منابع خبري مبتني بر نرم خبر و سخت خبر در پوشش بحران هاي خارجي با يکديگر متفاوتند، يک سري الگوهاي خبري را که به صورت رندوم گزينش شده بودند، مورد بررسي قرار دهند. اين الگوها شامل 38 نرم خبر و 55 سخت خبر مربوط به شماري از درگيري هاي نظامي امريکا در دهه نود است.
اولين دسته از سوالات ، شيوع قالبهاي موضوعي و داستاني در پوشش مبتني بر نرم خبر و سخت خبر از مداخله هاي نظامي امريکا در کشورهاي مختلف را نشان مي دهد.
نتايج اين بررسي نشان مي دهد منابع خبري مبتني بر نرم خبر در قياس با بخشهاي خبري سنتي سراسري مثل سي.ان.ان ، ان.بي.سي ، اي.بي.سي و سي.بي.اس بسيار کمتر از قالبهاي موضوعي براي پوشش مداخله هاي نظامي استفاده کرده اند و مثلا اطلاعات کمتري درباره ريشه درگيري ها، دلايل آن ، اين که آيا درگيري ها پيش از دخالت امريکا نيز وجود داشته يا خير يا اطلاعاتي در جهت شناسايي کشورها و گروههاي درگير در آنها ارائه کرده اند.
به طور کلي ، منابع خبري مبتني بر نرم خبر بندرت بحثي جدي درباره کل درگيري ها يا شرايط و موقعيت پيرامون آنها مطرح کرده اند. درست عکس اين موضوع و در حالي که قالبهاي داستاني در 69 درصد از گزارش هاي مبتني بر سخت خبر ديده مي شود اين قالبها در تمامي پوشش هاي مبتني بر نرم خبر حضور داشته ، به طوري که 95 درصد از کل همه گزارش هاي مبتني بر نرم خبر را مشتمل مي شده اند.
در مورد ارجاع به فعاليت هاي نظامي گذشته امريکا، گزارش هاي مبتني بر نرم خبر 3 برابر بيشتر از گزارش هاي مبتني بر سخت خبر اقدام کرده و شرايط وقت را با شکست ها و ناکامي هاي گذشته امريکا مانند جنگ ويتنام يا حملات تروريستي به منافع امريکا در کشورهاي ديگر مقايسه کرده است.
با توجه به اتکاي بسيار گسترده نرم خبر به قالبهاي داستاني ، تعجب آور نيست که افراد بي تفاوت به سياست که جزو مصرف کنندگان اوليه نرم خبر هستند و بيش از ديگران ممکن است تحت تاثير قالبها قرار گيرند درباره سياست بين المللي گراي امريکا اظهار شک و ترديد مي کنند.
اين الگوها نشان مي دهند استفاده از نرم خبر تا حد بسيار زيادي با کم شدن علاقه و تمايل مصرف کنندگان آن به جانبداري از سياست خارجه بين المللي گراي امريکا ارتباط مستقيم دارد. اين موضوع بخوبي نشان مي دهد اگر مصرف کنندگان ، از طريق رسانه هاي نرم خبر چيزي درباره دنيا مي آموزند تنها و تنها به خاطر تمايل آنها به سرگرم شدن بوده است ؛ بنابراين اين احتمال بسيار ضعيف است که افراد بي تفاوت سياسي جزو آن دسته از مصرف کنندگاني باشند که با انتخاب خود و به منظور تقويت ديدگاه ها و تمايلات انزواطلبانه خود به مخاطبان نرم خبر پيوسته باشند.
نتيجه اين که هرگونه اطلاع و مصرف موضوعات تقويت کننده نگرش انزواگرايي ، به احتمال زياد، تصادفي صورت مي گيرد؛ همچنين به نظر غيرقابل پذيرش مي آيد که منابع خبري مبتني بر نرم خبر به خود زحمت داده و محتويات پوشش خبري خود از سياست خارجه را به گونه اي تنظيم کنند که دقيقا با ديدگاه هاي انزواگرايانه برخي از مخاطبانشان که به هرحال براي گرفتن اخبار و اطلاعات سياسي پاي برنامه آنها ننشسته اند، هماهنگ باشد.

در نهايت اين احتمال نيز وجود دارد که دليل عمده علاقه مندي بينندگان به استفاده از برنامه هاي مبتني بر نرم خبر خستگي و دلزدگي شديد آنها نسبت به سياست هاي واشنگتن و در نتيجه فرار و رويگرداني کلي از اخبار سياسي باشد. اين در حالي است که اين دسته از بينندگان ، به صورت سيستماتيک تمايل بيشتر به انزواگرايي و دوري از سياست بين المللي گرايي دارند. اما تحقيق NES در سال 2000 نشان مي دهد که اعتماد به دولت و رسانه ها هرکدام ارتباطي مثبت با مصرف روزانه تاک شوهاي تلويزيوني و ارتباطي منفي با انزواگرايي داشته است.
حال آن که کارآيي سياسي ، علاقه به دولت و نگرش مخاطبان نظرسنجي نسبت به بسياري از موضوعات غير سياسي (مثلا رفتار مناسب و يا کنترل سلاح) هيچ ارتباطي با تماشاي تاک شوها نداشته است. اين موضوع بخوبي تاييد مي کند که استفاده از نرم خبر تنها يک جايگزين براي فرار از سياست نيست

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 
 
12 or 24 hours timer