تبليغاتX
Cyber Diplomacy
Strategic and International Studies Group For Media and Communication

تفاوت روزنامه نگاری دیپلماتیک و روزنامه نگاری امنیتی

رها خرازی آذر: من و ماکان این روزها داریم روی دو تا موضوع کار می کنیم. من روی روزنامه نگاری دیپلماتیک متمرکز هستم، دکتر عیدی پور هم روی روزنامه نگاری امنیتی.

 

مازیار ناظمی وقتی از این موضوع باخبر شد، یکی از برنامه های گفتگوی روز ، پنج شنبه عصر ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ را به این موضوع اختصاص داد و از ما دعوت کرد که در این برنامه حضور پیدا کنیم.  این هفته میهمان مازیار در رادیو گفتگو خواهیم بود و ضمن بررسی روزنامه نگاری تخصصی دیپلماتیک و روزنامه نگاری تخصصی امنیتی، به تفاوتهای میان این دو خواهیم پرداخت.

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

مجموعه مقالات دیپلماسی رسانه ای چاپ شد

رها خرازی آذر: مرکز تحقیقات استراتژیک، سه مقاله از مقالات اینجانب در حوزه دیپلماسی رسانه ای را به همراه ۵ مقاله دیگر در یک مجموعه مقالات با عنوان « دیپلماسی رسانه ای» به چاپ رسانده است. قرار بر این است که کتاب من با عنوان «سایبردیپلماسی، تاثیر رسانه ها بر دیپلماسی » نیز از سوی این مرکز به چاپ رسانده شود.

 

CSR: امروزه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها به عنوان یک عامل تعیین کننده در نظام بین‌الملل تحت تأثیر و تعامل تحولات شگرف در عرصه ارتباطات قرار گرفته است؛ چنانچه «دیپلماسی رسانه‌ای» به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی فعالیت‌های دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی پدیدار شده است و بخش قابل توجهی از دیپلماسی عمومی کشورهای به ویژه قدرتمند جهانی را به خود اختصاص داده است. از این منظر گروهی از محققین و کارشناسان این‌گونه تحلیل می‌نمایند که اساساً دیپلماسی رسانه‌ای از رسانه‌ها در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورها استفاده می‌کند و رسانه به مثابه ابزاری در دیپلماسی تلقی می‌شود که با استفاده از این ابزار، دیپلمات‌ها و سیاست‌گذاران می‌توانند نیات و مقاصد خود را به عنوان دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالش‌های دیپلماتیک قرار دهند. بر اساس این تحلیل‌ها، رسانه‌ها بر دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها تأثیرگذار بوده و دیپلماسی رسانه‌ای نیز عمدتاً در راستای سیاست خارجی، منافع ملی کشورها و تأثیرگذاری بیشتر بر افکار عمومی و تغییر و تحولات عمل می‌نماید؛ در حالی که گروهی دیگر اعتقادی به تأثیرگذاری رسانه‌ها بر تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی ندارند و این‌گونه تحلیل می‌نمایند که شواهد متقن در مورد تأثیرگذاری رسانه‌های جمعی بر تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی وجود ندارد و تصمیم گیرندگان به ندرت تصمیم‌های خود را به خاطر رسانه‌ها تغییر می‌دهند. هرچند که ممکن است به خاطر رسانه‌ها، ناگزیر از واکنش نشان دادن باشند. در این تحلیل نفوذ و تأثیر دولت به عنوان تصمیم گیرنده بر رسانه‌ها بیشتر است.
پاسخ به سؤالات مطرح در حوزه دیپلماسی رسانه‌ای از جمله دغدغه‌های تهیه کتاب رسانه تحت عنوان «دیپلماسی رسانه‌ای» می‌باشد. این کتاب شامل مجموعه مقالاتی در خصوص «دیپلماسی رسانه‌ای» می‌باشد که با توجه به تحولات رسانه‌ای در دنیا در راستای اهداف کلان گروه پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی به تبعیت از سیاست‌های کلان کشور تهیه و تنظیم شده است.
مقاله اول اختصاص به مقاله «دیپلماسی رسانه‌ای» نوشته خانم دکتر رها خرازی آذر دارد. نویسنده در این مقاله ضمن بررسی چالش دیپلماسی در عصر رسانه‌های نوین به تبیین بحث در قالب مباحثی چون دیپلماسی نوین، تبدیل اطلاعات سری به آشکار، رسانه‌ها؛ نهادهای خصوصی دیپلماتیک، دیپلماسی رسانه‌ای؛ عرصه دیپلماسی افکار عمومی، رسانه‌ها؛ حلقه اتصال دولت‌ها به افکار عمومی جهان، فضای جریان‌های سیاسی و غیره پرداخته است.

«تله دیپلماسی یا دیپلماسی عمومی و موضوع فعالیت‌های هسته‌ای ایران» مقاله دوم این کتاب است که توسط دکتر رحمن قهرمان‌پور به رشته تحریر درآمده است. در این مقاله نویسنده به تحلیل دو رویکرد اصلی و متعارض در خصوص تأثیرگذاری رسانه‌ها بر تصمیم‌گیری سیاست خارجی پرداخته است؛ رویکردی که ادعا می‌کند رسانه‌ها تحت تأثیر تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی قرار دارند و رویکردی که در نقطه مقابل رویکرد اول قرار دارد. نویسنده در این مقاله با رویکرد دوم، موضوع فعالیت‌های هسته‌ای ایران را مورد بررسی قرار داده است.
مقاله «دیپلماسی رسانه‌ای: تحلیل رابطه رسانه‌ها و سیاست در نظریه‌های مختلف» توسط دکتر محمد سلطانی‌فر ارائه شده است. وی در این مقاله به تحلیل رابطه میان رسانه‌ها و سیاست در دیپلماسی رسانه به عنوان هدف اصلی مقاله پرداخته است. نویسنده برای بیان و تحلیل رابطه فوق به تبیین و تحلیل دو نظریه عمده در دیپلماسی رسانه‌ای پرداخته و در پایان نیز نیاز به رابطه تعاملی رسانه‌ها و دولت و تعیین شرایطی برای تأثیرگذاری این دو را اجتناب‌ناپذیر دانسته است.
«تحلیل گفتمان دیپلماسی رسانه‌ای فیلم 300» نوشته خانم دکتر رها خرازی آذر مقاله بعدی این کتاب را به خود اختصاص داده است. به اعتقاد نویسنده، این فیلم در راستای زمینه‌سازی روانی در میان افکار عمومی جهانیان برای فشار به جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. مقاله با این دیدگاه که فیلم 300 نمودی از دیپلماسی عمومی و به ویژه دیپلماسی رسانه‌ای آمریکا است،‌ تلاش دارد تا الگویی به منظور مطالعه میان‌رشته‌ای محتوای فیلم با بهره‌گیری از روش «تحلیل گفتمان» را ارائه نماید.
«شناسایی عوامل مؤثر در آسیب‌شناسی دیپلماسی رسانه‌ای کشور» عنوان مقاله دیگری است که دکتر حسن بشیر با بیان ده عامل مهم به تحلیل و واکاوی آن پرداخته است. به اعتقاد نویسنده عوامل مزبور از نگاه به خودِ رسانه آغاز و به نحوه اشاعه پیام با توجه به زبان و گفتمان اجتماعی و فرهنگی حاکم از نظر ملی و بین‌المللی منتهی می‌گردد. دیپلماسی رسانه‌ای کشور از این منظر باید به گونه‌ای جدی به آسیب‌شناسی زمینه‌های ممکن و مؤثر در جهت تعامل پیام با محیط ملی و بین‌المللی پرداخته و نسبت به ارائه راه‌حل‌های ممکن گام بردارد. بنابراین آنچه که این دیپلماسی را با واقعیت‌های جهانی همراه می‌کند نگاه فرهنگی بیش از سیاسی به تولید و توزیع پیام در سطوح مختلف می‌باشد.
خانم رها خرازی آذر در مقاله دیگری تحت عنوان «رویکرد پسامدرنیسم به دیپلماسی رسانه‌ای» از منظری پسامدرنیستی به تأثیرات رسانه‌های نوین بر دیپلماسی و سیاست خارجی پرداخته است. دغدغه نویسنده در این مقاله یافتن جواب این سؤال است که اساساً پسامدرنیسم چه رویکردی به دیپلماسی رسانه‌ای دارد.
دکتر وحید غروی در مقاله‌ای تحت عنوان «دیپلماسی رسانه‌ای در عصر جهان وطنی»، به تحلیل جایگاه رسانه‌ها در عصر حاضر پرداخته است. به اعتقاد نویسنده، دیپلماسی اکنون از حالت سنتی و وستفالیایی خود خارج و شکل جهان وطنی به خود گرفته است؛ به طوری که کلیه ملل دنیا به واسطه این امر به یکدیگر پیوند خورده‌اند و این امر خود تصمیمات دولت‌ها و دیپلماسی کشورها را مورد چالش و تأثیر قرار داده است. نویسنده معتقد است فناوری ا طلاعات کمک می‌کند تا دولت‌مردان و دیپلمات‌ها در تصمیم‌گیری‌ها، رفتارهای خود را در نظر بگیرند و آن را اصلاح کنند.
مقاله بعدی اختصاص به مقاله «دیپلماسی رسانه‌ای: تصویر یا واقعیت» به قلم دکتر محمدرضا تاجیک دارد. بررسی و تحلیل دیپلماسی رسانه‌ای کشور با توجه به نوع سیاست و نظام سیاسی هدف اصلی نویسنده را تشکیل می‌دهد. نویسنده بر این باور است که کشورها برای حفظ منافع ملی‌اشان باید به تقویت دیپلماسی رسانه‌ای بپردازند و خود را با شرایط و تحولات موجود وفق دهند تا تحت شرایط موجود و در فضای به وجود آمده، عنصری تأثیرگذار باشند.
همچنین در مقاله‌ای تحت عنوان «معضلات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دیپلماسی رسانه‌ای» به قلم دکتر محمدعلی میناوند ابعاد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دیپلماسی رسانه‌ای مورد بررسی و نقد قرار گرفته است. نویسنده در این مقاله تمایز دیپلماسی رسانه‌ای از سایر اطلاعات و مفاهیم چون دیپلماسی دیجیتال، مجازی و دیپلماسی عمومی را ضروری دانسته و با نگاه آسیب‌شناسانه به تحلیل معضلات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دیپلماسی رسانه‌ای کشور پرداخته است. به اعتقاد وی اولاً وسایل انتقال پیام از نظر سخت‌افزاری مهیا نیست و ثانیاً در بحث نرم‌افزاری از زبان‌های بین‌المللی در جهت پیشبرد امور در راستای دیپلماسی رسانه‌ای تاکنون استفاده بهینه نشده است.
«دیپلماسی رسانه‌ای به مثابه ابزار سیاست خارجی» عنوان مقاله پایانی این کتاب می‌باشد که توسط دکتر مهرداد نوابخش به رشته تحریر درآمده است. مفروض نویسنده در این مقاله بر این پایه استوار است که در دیپلماسی رسانه‌ای از رسانه‌ها در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورها استفاده می‌شود. از این منظر دیپلماسی رسانه‌ای به معنای به کارگیری رسانه‌ها برای تکمیل و ارتقای سیاست خارجی کشورها تلقی می‌شود. نویسنده در این مقاله ضمن تبیین دیپلماسی رسانه‌ای و آسیب‌های احتمالی آن به ارائه راهکارهای عملیاتی در دیپلماسی رسانه‌ای پرداخته است.
در اینجا بر خود لازم می‌دانیم از همکاری و مشارکت کلیه اساتید و پژوهشگران محترم در راستای آماده‌سازی مقالات این مجموعه تشکر نماییم. بی‌شک مقالات و مطالب ارائه شده در این حوزه نه تنها مبنا و باب جدیدی برای ارائه تفسیرها و تحلیل‌های راهبردی خواهد بود بلکه زمینه تحقیقات بیشتر در سال‌های آتی را نیز فراهم خواهد ساخت.

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

دیپلماسی رسانه ای آغاز روابط نوین ایران با آمریکا

رسانه های نخبه گرای داخلی و خارجی خود را برای یک بحث پیچیده در حوزه روابط بین الملل آماده می کنند:

 روابط ایران و آمریکا .

متن مناظره زیباکلام، شکوهی و ساداتیان درباره روابط ایران و آمریکا با عنوان :

"از اشغال سفارتخانه تا تاسیس دفتر حافظ منافع"  کلیک کنید

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

Diplomatic  Journalism:  Cartoon

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

اهمیت دیپلماتیک تصاویر رسانه ای

رئيس دفتر ايران به وزارت خارجه مصر فراخوانده شد

در مستند "اعدام فرعون" انورسادات به‌خاطر امضاي قرار داد "كمپ ديويد" خائن معرفي شده است

وزارت خارجه مصر در اعتراض به ساخت فيلم مستند اعدام فرعون رئيس دفتر حافظ منافع ايران در قاهره را به اين وزارتخانه فرا خواند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آلمان، "تامر خليل" معاون وزير خارجه مصر در امور آسيا "حسين رجبي" رئيس دفتر حافظ منافع ايران در قاهره را به وزارت خارجه مصر فراخواند و مراتب اعتراض دولت مصر درباره ساخت فيلم ايراني اعدام فرعون را به وي ابلاغ كرد.
به گفته يك مقام مصري خليل به رئيس دفتر حافظ منافع ايران گفت: اين فيلم بر روابط مصر و ايران تاثير منفي مي‌گذارد و رخ دادن چنين مسائلي صحيح نيست و اميدواريم كه ايران احساسات ملت مصر را درك كند.
خانواده انور سادات رئيس جمهور سابق مصر كه توسط شهيد خالد اسلامبولي اعدام انقلابي شد، خواستار پيگرد قضائي تهيه كنندگان ايراني فيلم مستند اعدام فرعون شده است.
در اين فيلم كه توسط ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام تهيه شده ‌است، تصاوير منحصر به فرد از صحنه اعدام انقلابي انور سادات و محاكمه خالد اسلامبولي و همرزمانش و همچنين گفت‌وگوهايي با كارشناسان امنيتي و سياسي مصر و برخي نزديكان خالد اسلامبولي به نمايش درآمده است.
در فيلم مستند با عنوان "اعدام فرعون" انورسادات به‌خاطر امضاي قرار داد "كمپ ديويد" خائن معرفي شده است.
مصر در سال 1987 ميلادي با امضاي قرارداد صلح موسوم به قرارداد «كمپ ديويد» بعنوان اولين كشور اسلامي، موجوديت رژيم صهيونستي را به رسميت شناخت.
به همين خاطر جمهوري اسلامي ايران در سال 1358 به دستور امام خميني(ره) ارتباط سياسي خود را با كشور مصر قطع كرد.
در سال 1360 سروان خالد اسلامبولي و سه همرزمش به نام‌هاي «عطا طائل حميده»، «عبدالحميد عبدالسلام»‌ و «حسين عباس محمد» در مراسم رژه ‌با حمله به سوي جايگاه انورسادات،‌ وي را به سزاي خيانت خود رساندند.

يك سال بعد خالد اسلامبولي و يارانش به دست مصر اعدام شد.

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

دیپلماسی رسانه ای و اهمیت VISION در سیاست خارجی کشورها

چشم انداز سیاست خارجی هر کشوری که همواره ترکیبی از  آرمان گرایی همراه با رئالیسم است، تعیین کننده نوع رویکرد آن کشور نسبت به ارتباط با سایر کشورها و بالعکس رویکرد سایر کشورها نسبت به ارتباط با کشور مدنظر است. آنچه که ترتیبات ارتباطات میان کشور با صحنه بین المللی را هدایت می کند.

اهمیت این چشم انداز در سخنان کیسینجر، در مورد «ارتباط و گفتگوی میان ایران و آمریکا» به خوبی نمایان است. او در این باره می گوید:

"ما با ایرانی که با تفکر قدرت جهانی شدن تاریخی زندگی می کند، مشکل داریم و تا زمانی که ایران از این موضع بیرون نیاید، ارتباط و گفتگو با این کشور بی فایده است."

در اینجا لازم به تاکید است که چشم انداز سیاست خارجی کشورها، عمدتا توسط دو گروه متخصص به جهانیان عرضه و برای اذهان جهانی ترسیم شود:

دیپلماتها

رسانه ها

اهمیت دیپلماسی رسانه ای از این جنبه قابل تامل است. ضمن آن که رسانه ایها در بخشی از «بیانیه رسالت » و « چشم انداز » حرفه ای خود با دیپلماتها دارای اشتراک هستند: 

"این که هیچ امری فراتر از « قدرت یابی » و « ثروت یابی » برای کشورشان وجود ندارد."

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

گفتگوی روز رادیو گفتگو پنج شنبه اول فروردین به موضوع بررسی محتوای رسانه های جهانی در مورد رویدادهای مهم سال ۱۳۸۶ ایران، با اینجانب اختصاص دارد:بازداشت ملوانان انگلیسی ، راه اندازی پرس تی وی ، سفر پوتین به ایران ، گزارش البرادعی و تحولات هسته ایران ، مذاکرات ایران و آمریکا و انتخابات مجلس هشتم .. به همراه پخش گزیده ای از دو برنامه نقد بی بی سی و تعامل دولت نهم با رسانه ها . به امید سالی فعالتر و پویاتر در عرصه رسانه ها.

دسترسی به گفتگوهای رادیو گفتگو با اینجانب. برای مشاهده مطالب برروی تیتر آنها کلیک کنید:

گفت و گو - رسانه ها باید در ساختار نظام جهانی و بین المللی بررسی شود - دوشنبه، ۱۳ اسفند ۱۳

گفت و گو - رسانه های خارجی و انتخابات ایران - چهارشنبه، ۰۸ اسفند ۱۳۸۶

گفت و گو - بررسی نقش رسانه ها در انتخابات آمریکا - چهارشنبه، ۰۳ بهمن ۱۳۸۶

گفت و گو - بازتاب رسانه ای گزارش البرادعی در مورد فعالیت هسته ای ایران در «گفت وگوی روز» - یكشنبه، ۰۴ آذر۳۸۶

گفت و گو - «گفت و گوی روز پنج شنبه» و بررسی بازتاب رسانه ای گزارش البرادعی - چهارشنبه، ۳۰ آبان ۱۳۸۶

گفت و گو - «گفت و گوی روز» پنج شنبه و بررسی بازتاب رسانه ای سفر پوتین به ایران - سه شنبه، ۲۴ مهر ۱۳۸۶

گفت و گو - گفت و گوی روز پنج شنبه و تاثیرات شبکه های رسانه ای فراملی - چهارشنبه، ۲۰ تیر ۱۳۸۶

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

میهمانان دیشب مرکز تحقیقات استراتژیک ارتباطات و رسانه ها

دکتر برکشلی - رایزن نفتی ایران و عضو کلوپ متخصصان نفت دنیا ( سمت راست)  

دکتر سمیعی - استاد برجسته فلسفه سیاسی ( سمت چپ )

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

روزنامه نگاري نرم: در تعامل یا تقابل با ديپلماسي

مقاله زير بررسي اجمالي يک تحقيق علمي درباره تاثير نرم خبر و روزنامه نگاري انتقادي در سياست خارجه امريکاست.
ماتئو بائوم استاديار علوم اجتماعي مدرسه جان اف کندي دانشگاه هاروارد در سال 2003 کوشيد با انتشار اين تحقيق و نظريات مشابه ديگرش به همگان ثابت کند که گرايش مخاطبان به نرم خبر و برنامه هاي مبتني بر ژانر روزنامه نگاري نرم که در مواقعي بستري براي رشد روزنامه نگاري انتقادي است ، نه تنها مردم امريکا را از سياست خارجه دولت غافل کرده ، بلکه حتي در پاره اي از موارد در برابر آن قرار داده و توانسته است آن را با شکست مواجه کند.
در يک کلام بائوم بر اين باور است که روزنامه نگاري انتقادي و روزنامه نگاري نرم ، مخاطبان را درخصوص مسائل کلان دولت و ملت بي توجه ، بي اعتماد و بي انگيزه مي کند و اجازه نمي دهد آنها در امور رايج مملکت خود و جهان پيرامونشان مشارکتي فعال داشته باشند. در اين که بائوم حامي رسانه هاي جريان حاکم و سياست خارجه دولت امريکاست و تلاش مي کند تا مبلغ نوعي از اطلاع رساني کاناليزه شده از طريق مجاري خاص خبري به مخاطبان باشد شکي نيست. با اين همه ، هر چقدر انتقادهاي او از روزنامه نگاري انتقادي که مي تواند سياست خارجه امريکا يا هر دولت ديگري را به چالش بکشد، قابل بحث و تامل و در پاره اي موارد بدون ترديد مردود است ؛ انتقادهاي او از روزنامه نگاري نرم که سوق دهنده افکار عمومي به دور شدن از امور رايج مملکت يا جهان پيرامون آنهاست تا حد زيادي به جا و قابل تامل است.


در بيستم آگوست سال 1998 بيل کلينتون ، رئيس جمهور امريکا درست 3 روز پس از اداي شهادت درباره روابط جنسي اش با مونيکا لوينسکي با موشکهاي کروز برخي پايگاه هاي احتمالا متعلق به تروريست ها در افغانستان و سودان را مورد حمله قرار داد. حمله موشکي در ساعت 1.30 بعدازظهر به وقت شرق امريکا آغاز شد. تا عصر آن روز و پيش از آن که روزنامه هاي صبح فردا روي دکه ها بنشينند، تقريبا سه چهارم مردم از اين حملات خبردار شده بودند.در طول هفته بعد، بخش اخبار عصرگاهي 3 شبکه بزرگ تلويزيوني امريکا (سي.بي.اس ، ان.بي.سي و اي.بي.سي) بشدت اين موضوع را پوشش دادند.
براساس آمار ارائه شده از سوي Lexiss و Nexis در عرض يک هفته 69 گزارش و خبر درباره اين حادثه روي آنتن رفت.
شگفت اين که برنامه هاي سرگرمي محور و مبتني بر نرم خبر مانند «Entertainment tonight»، Access to Hollywood» و «Tonight Show» نيز به اين موضوع علاقه مند شده و آن را به طور مبسوط پوشش دادند.

                 


اما شمار بيشتري از بينندگان تماشاي مرتب برنامه هاي مبتني بر نرم خبر و روزنامه نگاري انتقادي را به آنچه که همه شبکه هاي خبري کابلي برايشان گردآوري مي کنند، ترجيح مي دهند. در عين حال به همان اندازه يا حتي بيشتر از آن ترجيح مي دهند در ساعات شبانگاهي به تماشاي نمايش هاي تلويزيوني مبتني بر نرم خبر بنشينند تا برنامه هاي خبري شبانگاهي.
نتيجه اين که بينندگان تلويزيون به طور حتم خبر حملات موشکي را درست همان گونه که مي توانستند از شبکه هاي خبري کابلي دريافت کنند، آن را از طريق نمايش هاي تلويزيوني مبتني بر نرم خبر دريافت کرده اند، اما چرا بايد اهميت داد که مردم چنين خبر مهمي را از کجا دريافت کرده اند؟
موضوع اين است که هر يک از اين مجاري خبري تصوير بسيار متفاوتي از حوادث به فرد ارائه مي کردند. در حالي که پوشش خبري شبکه هاي تلويزيوني خبري غالبا روي تاکتيک هاي نظامي و پيامدهاي سياسي حملات متمرکز شده بود، رسانه هاي مبتني بر روزنامه نگاري انتقادي و حتي روزنامه نگاري نرم تقريبا به صورت اختصاصي روي تشابهات مرموزي بين حوادث دنياي واقعي و فيلم «سگ را بجنبان» تاکيد مي کردند.
از نگاه منتقداني چون بائوم نويسنده کتاب «نرم خبر به جنگ مي رود» رسانه هاي مبتني بر روزنامه نگاري نرم و روزنامه نگاري انتقادي سبب شده اند مردم امريکا نسبت به امور سياسي کشور خود بي اهميت شده و همه چيز را حتي جنگ و صلح را به بازي انگارند.
اگرچه افرادي مانند بائوم بر اين باورند که رسانه هاي مبتني بر نرم خبر با وجود سرگرمي محور بودنشان ، پوشش خبري بسيار تاثيرگذاري از بحران هاي سياست خارجه امريکا ارائه مي کنند. با اين همه ، اين کار سبب شده است لايه هاي مياني و عمومي جامعه امريکا که به طور سنتي علاقه اي به اخبار سياسي ندارند، به طرز گسترده و به صورتي کاملا تصادفي از طريق برنامه اي که هدف اصلي آن سرگرمي است از اخبار و اطلاعات مربوط به چنين حوادثي مطلع شوند. از اين رو، اين استاد ارتباطات اجتماعي مدرسه جان اف کندي دانشگاه هاروارد نتيجه مي گيرد که در معرض اطلاعات مربوط به سياست خارجه قرار گرفتن از طريق رسانه هاي مبتني بر نرم خبر ممکن است تاثيري بسيار متفاوت از آنچه منابع خبري سنتي بر بيننده مي گذارند، داشته باشد.
با اين همه ، بسياري از اين منتقدان در پي يافتن پاسخي دقيق به اين پرسش بوده اند که آيا رسانه هاي مبتني بر سخت خبر و نرم خبر اساسا به طور سيستماتيک در روش پوشش بحران هاي خارجي با يکديگر تفاوت دارند يا خير و پيامدهاي بعدي هر يک از اين تفاوتها روي نگرش عمومي نسبت به سياست خارجه چگونه است.
آنچه فردي مانند ماتئو بائوم در بحث تاثيرات منفي روزنامه نگاري نرم بر سياست خارجه کشوري مانند امريکا به دنبال اثبات آن است به طور خلاصه اين است که اولا انواع مختلف آدمها ممکن است در مواجهه با اطلاعات و اخبار مربوط به سياست خارجه که در رسانه هاي خبري مبتني بر نرم خبر ارائه مي شود عکس العمل هاي متفاوتي از خود نشان دهند، اما بيشتر آنها به طور کاملا تاثيرپذير سياست خارجه را بسيار سطحي و تمسخرآميز در خواهند يافت. او سپس معتقد است که ميان مصرف نرم خبر، مشارکت سياسي و تمايل به حمايت از ديدگاه بين المللي گراي سياست خارجه امريکا، ارتباطي بسيار منظم وجود دارد.
در نهايت بائوم معتقد است کم اطلاع ترين اعضاي جامعه از لحاظ سياسي که بزرگترين مصرف کنندگان نرم خبر هستند، نسبت به ديگر همتايان آگاه تر خود از لحاظ سياسي که مصرف کنندگان نرم خبر نيستند کمتر به حمايت از سياست خارجه بين المللي گراي امريکا مي پردازند.


حرکت کور به سوي روزنامه نگاري نرم

سخت خبر ژانر مهمي از خبر است که به پوشش رويدادهاي مهم و فوري که دربرگيرنده سران کشورها، موضوعات بنيادي و سرنوشت ساز يا اتفاقات و حوادث شاخص در زندگي روزمره مردم مانند وقوع زلزله يا فاجعه سقوط هواپيما مربوط مي شود مي پردازد. سخت خبر اساسا و از قديم براي شهروندان علاقه مند به مشارکت در امور جامعه ، موضوعي حياتي و مهم تلقي مي شده است.
در واقع هر چقدر يک شهروند به امور مربوط به خود، خانواده ، اقوام ، جامعه ، شهر، کشور و نهايتا جهاني که درآن زندگي مي کند اهميت قائل شود بيشتر و بيشتر به سخت خبر اهميت مي دهد.
در طرف ديگر اما، نرم خبر که در واقع قالب اصلي روزنامه نگاري نرم محسوب مي شود، مجموعه اخباري را شامل مي شود که کوچکترين ارتباطي با نيازهاي اوليه جامعه ، امور رايج کشور و سياستگذاري هاي کلان ندارد و مخصوصا مربوط به موضوعات احساسي ، شخص محور يا ستاره محور و مورد علاقه انسان هاست و کمتر محدوديت زماني دارد. يعني جنس آن به گونه اي است که در هر زمان و مکاني خاصيت آن که همانا سرگرم سازي و تهييج احساسات انساني است از ميان نمي رود و در قياس با سخت خبر حادثه محورتر است.
از لحاظ تاريخي و از حيث ريشه يابي پيدايش تمايز ميان نرم خبر و سخت خبر بايد سراغ يک سري ساختارهاي موسسه اي و فرآيندهاي خاصي رفت که مي توان آنها را در چند بخش خلاصه کرد. ايجاد تمايز ميان شرکتهاي صرفا خبري و شرکتهاي خبرسازي يا خبري يکي از مهمترين اين عوامل بود. پس از آن ايجاد اين تفکر که پرداختن به پوشش خبري امور رايج مملکت و جهان کاري تکراري است و نمي توان از آن انتظار درآمدزايي داشت سبب شد برخي شرکتها و سازمان هاي خبري نيز پا جاي پاي شرکتهاي سرگرمي بگذارند و خبر و سرگرمي را با هم ترکيب کنند تا از اين راه درآمدي حاصل شوند. البته اين نياز هرگز در زماني که تعداد تلويزيون ها به اين تعداد نبودند حس نمي شد. اين نياز حتي زماني که اينترنت پاي در عرصه اطلاع رساني گذاشت بيش از پيش حس شد چرا که اين رسانه جديد نيز به زودي داعيه دار اطلاع رساني و خبرپراکني شد. با اين همه ، مي توان بزرگترين عامل رشد روزنامه نگاري نرم را تولد شبکه هاي تلويزيوني کابلي و ماهواره اي و پس از آن اينترنت دانست..


اينترنت و شبکه هاي تلويزيوني خبري کابلي مانند سي.ان.ان به تنهايي نقشي بسيار مهم در توليد اين ژانر از روزنامه نگاري به عهده دارند. تصور کنيد که در اولين دقايق پس از يک رويداد مهم ملي شبکه سي.ان.ان يا يکي از سايتهاي اينترنتي خبر مربوط به آن را براي طيف گسترده اي از مردم پخش مي کند آن گاه اين سوال پيش مي آيد که ديگر شبکه هاي تلويزيوني در بخشهاي خبري خود بايد چه چيز تازه اي را براي بينندگان خود بازگو مي کردند. با وجود اين که بسياري از منتقدان معتقدند روزنامه نگاري نرم مخاطبان فراري از اخبار تکراري مربوط به امور رايج مملکت يا جهان را به سوي رسانه ها بازگردانده است ، عده اي ديگر از تحليلگران بر اين باورند که صرف رجوع مخاطبان به رسانه ها و وقت گذراني با آنها دردي را درمان نمي کند و در واقع آنچه مخاطبان را به رسانه ها بازگردانده است جنبه هاي مشخص و مفيد خبرپراکني که همانا بالا بردن سطح دانش و مشارکت مردم در امور اجتماعي ، سياسي و اقتصادي جامعه خود و جهان پيرامونشان است نيست بلکه جنبه هاي احساسي زندگي پيراموني است که نهايتا مخاطب را درون خلسه اي مقطعي و خوشي ناپايداري فرو مي برد که برعکس او را نسبت به سرنوشت جامعه اطراف و جهان پيرامونش منفعل کند.
 
ارتباط آگاهي سياسي و گرايش به نرم خبر
منابع خبري از جهات مختلفي با يکديگر متفاوتند، اما همه آنها در مرحله اول روي مضمون هاي مبتني بر نرم خبر متمرکزند و همه آنها مايلند تا نمونه هاي مشابه سياسي يا موضوعات سياست خارجه را درست با استفاده از همين روش پوشش دهند. زالر، يکي ديگر از منتقدان نرم خبر (1992) استدلال مي کند که افراد در سطوح مختلف آگاهي سياسي ، درباره اين که چگونه در معرض اخبار و اطلاعات سياسي قرار بگيرند، تمايلات متفاوتي دارند و در هنگام مواجهه با اطلاعات سياسي نيز، عکس العمل هاي متفاوتي از خود بروز مي دهند.
از سوي ديگر، کم اطلاع ترين افراد جامعه اساسا تمايلي به مواجهه با اخبار و اطلاعات سياسي ندارند؛ بنابراين آنها هيچ مبنايي که براساس آن تغيير عقيده دهند در اختيار ندارند. عقايد افراد کاملا مطلع و آگاه سياسي نيز غالبا استوار است که دليل متفاوتي دارد.
کارآزموده هاي سياسي ، سيستم هاي اعتقادي استواري دارند که به آنها اجازه مي دهد در برابر پيامها و اخبار نادرست و ناهماهنگ مقاومت کرده و آنها را نپذيرند، حتي اگر به خوبي در معرض آنها قرار گيرند.
 
 

مائوم به اين تمايل آخري در رد کردن و نپذيرفتن اطلاعات مغاير با باورهاي پذيرفته شده قبلي ، به عنوان پذيرش گزينشي اشاره مي کند. مدل پذيرش و قبول نشان مي دهد چون افراد آگاه از لحاظ سياسي از نگرش عميق و وسيع سياسي برخوردارند، نسبت به ديگر همتايان ديگر خود که سواد و آگاهي سياسي کمتري دارند، بهتر مي توانند روش پذيرفتن گزينشي و گزينش پيامهاي دريافتي را به کار بگيرند.
حال آن که ديگران نگرش سياسي خاصي ندارند که تحت تاثير اين اطلاعات از آن رويگردان شوند. از آن گذشته ، به دليل اين که رسانه هاي مبتني بر نرم خبر براي اين به وجود آمده اند تا اطلاعات و اخبار را براي مخاطبان غيرسياسي قابل دسترسي کنند، در صورتي که يک خبر سياسي از طريق آنها منعکس شود، بلافاصله افراد کم اطلاع سياسي در معرض آن قرار گرفته و بدون تامل آن را پذيرا مي شوند.

 
آگاهان سياسي ، علاقه مندان به سخت خبر
براساس مدل پذيرش و قبول ، افراد بي تفاوت نسبت به سياست بندرت به سراغ منابع خبري سنتي مي روند تا خود را در معرض اخبار سياسي قرار دهند و نيز بعيد است که خود را در معرض اخبار و گزارش هاي مبتني بر سخت خبر در مورد سياست خارجه قرار دهند. حتي اگر در معرض اين نوع اخبار نيز قرار گيرند بعيد است مانند افراد مطلع و نخبگان سياسي توجه خاصي به آن مبذول دارند و درصدد فهم و درک اطلاعات پيچيده اي که معمولا توسط چنين برنامه هايي ارائه مي شود بيايند. (هاميل و لوجه ، 1986 ، هاميلتون ، 2003)
از سوي ديگر در معرض پوشش خبري امور خارجه از طريق رسانه هاي خبري مبتني بر نرم خبر قرار گرفتن بدون شک تاثير بيشتري روي افراد بي تفاوت به سياست خواهد گذاشت که اخبار سنتي چنين تاثيري را نخواهند داشت.

اما با استناد به ويژگي هاي پوشش خبري مبتني بر نرم خبر و نگرش از پيش تعيين شده و قبلي مصرف کنندگان کم اطلاع ، تاثير مستقيم چنين در معرض قرار گرفتن مي تواند حمايت از سياست خارجه بين المللي گراي امريکا را بالا يا پايين بياورد؛ بنابراين قبل از پيش بيني اين که چطور در معرض نرم خبر يا سخت خبر قرار گرفتن بر نگرش عمومي تاثير مي گذارد، ابتدا بايد اين موضوع را در نظر بگيريم که آيا و چطور رسانه هاي مبتني بر سخت خبر و نرم خبر در پوشش سياست خارجه با يکديگر فرق مي کنند.
در جاي ديگر بائوم بحث مي کند که منابع خبري مبتني بر نرم خبر به منظور خوشايند مخاطبان انبوه سياسي خود دوست دارند تنها دراماتيک ترين و سهل الوصول ترين جنبه هاي بحران هاي خارجي را پوشش دهند. يکي از پيامدهاي آن اين است که آنها تمايل دارند به طرز نامناسبي روي قالبهاي اپيزوديک موضوع تکيه کنند (که تنها بر تجربيات افراد خاص يا گروههاي کوچک تاکيد دارد) تا قالبهاي تماتيک آن (که اخبار را در متن سياسي يا اقتصادي و اجتماعي گسترده تري قرار مي دهد) و دليل آن اين است که قالبهاي نمايشي ، به نظر براي جذب و خوشايند بينندگان بي تفاوت به سياست ارجحيت بيشتري دارد و بسيار ملموس تر است. (اينگار 1991)
از همه اينها گذشته ، رسانه ها و منابع خبري مبتني بر روزنامه نگاري انتقادي در مقايسه با منابع خبري سنتي تمايل بسيار زيادي به تخيل و قضاوت اخلاقي موضوعات مورد پوشش دارند و اين قضاوت معمولا در لابه لاي متن خبر و گزارشي که محتواي فشرده درام انساني دارد، مطرح مي شود. منابع خبري مبتني بر نرم خبر همچنين تمايل زيادي به تمرکز روي موقعيت هايي دارند که مي تواند درام انساني را بشدت افزايش دهد يعني آنچه به خشونت ، خطر و تراژدي مربوط مي شود و البته اين کار را به طرزي کاملا اخلاقي انجام مي دهند. خواسته يا ناخواسته ، رواج اخبار داستاني (اپيزوديک) اشخاصي که در حين مبارزه با دشمنان شيطاني با خطرات گرانسنگي مواجه شده اند جهان را مکاني ناامن و خطرناک نشان مي دهد. در واقع يکي از پيامدهاي ناخواسته راهبردهاي برنامه ريزي مبتني بر نرم خبر که در اصل به منظور سرگرم سازي مخاطبان غيرسياسي بوده اين است که اين گرايش تا حد زيادي به تاکيد روي جنبه هاي منفي و نااميدکننده سياست خارجه امريکا بدل شده است.


 
پوشش بحران ها با سخت خبر يا نرم خبر؟
تفاوت هاي پوشش حملات نظامي امريکا در رسانه هاي مبتني بر سخت خبر و نرم خبر باعث شد برخي منتقدان براي تعيين اين که آيا و چگونه منابع خبري مبتني بر نرم خبر و سخت خبر در پوشش بحران هاي خارجي با يکديگر متفاوتند، يک سري الگوهاي خبري را که به صورت رندوم گزينش شده بودند، مورد بررسي قرار دهند. اين الگوها شامل 38 نرم خبر و 55 سخت خبر مربوط به شماري از درگيري هاي نظامي امريکا در دهه نود است.
اولين دسته از سوالات ، شيوع قالبهاي موضوعي و داستاني در پوشش مبتني بر نرم خبر و سخت خبر از مداخله هاي نظامي امريکا در کشورهاي مختلف را نشان مي دهد.
نتايج اين بررسي نشان مي دهد منابع خبري مبتني بر نرم خبر در قياس با بخشهاي خبري سنتي سراسري مثل سي.ان.ان ، ان.بي.سي ، اي.بي.سي و سي.بي.اس بسيار کمتر از قالبهاي موضوعي براي پوشش مداخله هاي نظامي استفاده کرده اند و مثلا اطلاعات کمتري درباره ريشه درگيري ها، دلايل آن ، اين که آيا درگيري ها پيش از دخالت امريکا نيز وجود داشته يا خير يا اطلاعاتي در جهت شناسايي کشورها و گروههاي درگير در آنها ارائه کرده اند.
به طور کلي ، منابع خبري مبتني بر نرم خبر بندرت بحثي جدي درباره کل درگيري ها يا شرايط و موقعيت پيرامون آنها مطرح کرده اند. درست عکس اين موضوع و در حالي که قالبهاي داستاني در 69 درصد از گزارش هاي مبتني بر سخت خبر ديده مي شود اين قالبها در تمامي پوشش هاي مبتني بر نرم خبر حضور داشته ، به طوري که 95 درصد از کل همه گزارش هاي مبتني بر نرم خبر را مشتمل مي شده اند.
در مورد ارجاع به فعاليت هاي نظامي گذشته امريکا، گزارش هاي مبتني بر نرم خبر 3 برابر بيشتر از گزارش هاي مبتني بر سخت خبر اقدام کرده و شرايط وقت را با شکست ها و ناکامي هاي گذشته امريکا مانند جنگ ويتنام يا حملات تروريستي به منافع امريکا در کشورهاي ديگر مقايسه کرده است.
با توجه به اتکاي بسيار گسترده نرم خبر به قالبهاي داستاني ، تعجب آور نيست که افراد بي تفاوت به سياست که جزو مصرف کنندگان اوليه نرم خبر هستند و بيش از ديگران ممکن است تحت تاثير قالبها قرار گيرند درباره سياست بين المللي گراي امريکا اظهار شک و ترديد مي کنند.
اين الگوها نشان مي دهند استفاده از نرم خبر تا حد بسيار زيادي با کم شدن علاقه و تمايل مصرف کنندگان آن به جانبداري از سياست خارجه بين المللي گراي امريکا ارتباط مستقيم دارد. اين موضوع بخوبي نشان مي دهد اگر مصرف کنندگان ، از طريق رسانه هاي نرم خبر چيزي درباره دنيا مي آموزند تنها و تنها به خاطر تمايل آنها به سرگرم شدن بوده است ؛ بنابراين اين احتمال بسيار ضعيف است که افراد بي تفاوت سياسي جزو آن دسته از مصرف کنندگاني باشند که با انتخاب خود و به منظور تقويت ديدگاه ها و تمايلات انزواطلبانه خود به مخاطبان نرم خبر پيوسته باشند.
نتيجه اين که هرگونه اطلاع و مصرف موضوعات تقويت کننده نگرش انزواگرايي ، به احتمال زياد، تصادفي صورت مي گيرد؛ همچنين به نظر غيرقابل پذيرش مي آيد که منابع خبري مبتني بر نرم خبر به خود زحمت داده و محتويات پوشش خبري خود از سياست خارجه را به گونه اي تنظيم کنند که دقيقا با ديدگاه هاي انزواگرايانه برخي از مخاطبانشان که به هرحال براي گرفتن اخبار و اطلاعات سياسي پاي برنامه آنها ننشسته اند، هماهنگ باشد.

در نهايت اين احتمال نيز وجود دارد که دليل عمده علاقه مندي بينندگان به استفاده از برنامه هاي مبتني بر نرم خبر خستگي و دلزدگي شديد آنها نسبت به سياست هاي واشنگتن و در نتيجه فرار و رويگرداني کلي از اخبار سياسي باشد. اين در حالي است که اين دسته از بينندگان ، به صورت سيستماتيک تمايل بيشتر به انزواگرايي و دوري از سياست بين المللي گرايي دارند. اما تحقيق NES در سال 2000 نشان مي دهد که اعتماد به دولت و رسانه ها هرکدام ارتباطي مثبت با مصرف روزانه تاک شوهاي تلويزيوني و ارتباطي منفي با انزواگرايي داشته است.
حال آن که کارآيي سياسي ، علاقه به دولت و نگرش مخاطبان نظرسنجي نسبت به بسياري از موضوعات غير سياسي (مثلا رفتار مناسب و يا کنترل سلاح) هيچ ارتباطي با تماشاي تاک شوها نداشته است. اين موضوع بخوبي تاييد مي کند که استفاده از نرم خبر تنها يک جايگزين براي فرار از سياست نيست

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

پنج شنبه گذشته به عنوان پژوهشگر ارتباطات استراتژیک، به همراه آقای دکتر ماکان عیدی پور کارشناس مطالعات جنگ، میهمان آقای مازیار ناظمی در شبکه رادیویی گفتگو بودیم. «گفت و گوی روز» پنج شنبه به بررسی « بازتاب رسانه ای سفر پوتین به ایران » اختصاص داشت. اینجا

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 
دیپلماسی رسانه ای

ایسنا اقدام به انجام یک سری مصاحبه های نیمه عمقی در مورد دیپلماسی رسانه ای کرده است. گفتگوی اینجانب با خبرنگار ایسنا به این شرح  منتشر شده است:

ديپلماسي رسانه‌يي بهترين راه ورود به فضاي جهاني براي كشورهاي كوچك و ضعيف از نظر بين‌المللي است كه از نظر مالي و اقتصادي توان برابري با كشورهاي بزرگ را ندارند و مي‌توانند با استفاده از رسانه‌هاي نوين خود را به عنوان يك قدرت فكري و انديشه‌يي در سطح جهاني مطرح كرده و بر فضاي سياسي بين‌المللي افكار جهان حاكم شوند.

دکتر رها خرازي‌آذر - استاد دانشگاه - در گفت‌وگو با خبرنگار رسانه‌ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب و با تاكيد بر اين كه در ديپلماسي نوين، ژئوكالچرها نيز به اندازه‌ي ژئوپوليتيك حساس و با اهميت هستند، اظهار كرد: استفاده‌ي گسترده‌ي ديپلمات‌ها و رهبران كشورها از رسانه‌هاي نوين، به ويژه رسانه‌هاي جهاني براي پيشبرد مذاكرات ديپلماتيك و اجراي سياست‌هاي خارجي كشورهايشان در جهت منافع ملي، همان ديپلماسي رسانه‌يي است كه فراهم كردن زمينه‌هاي مذاكرات، ايجاد اعتماد و بسيج افكار عمومي‌ براي پشتيباني از تصميمات ديپلماتيك از جمله كاركردهاي آن است.

وي افزود: ميزان حضور رسانه‌ها در تصميمات ديپلماتيك و تاثيرپذيري مسوولان از آن‌ها، به نوع حكومت و نظام رسانه‌يي كشورها بستگي مستقيم دارد. در سيستم‌هاي دموكراتيك، رسانه‌ها با بهره گيري از تعامل با دستگاه سياست خارجي از يك سو و افكار عمومي‌ و غيردولتي‌ها از سوي ديگر، افكار عمومي ‌را وارد جريان تصميم‌گيري‌هاي ديپلماتيک و سياست خارجي کشور مي‌كنند.

او ادامه داد: اما در كشورهاي غيردموكراتيك، رسانه‌ها به دليل آن كه ارتباط دهنده‌ي افكار عمومي‌ و غير دولتي‌ها با دولت نيستند،‌ نمي‌توانند به عنوان جريان‌ساز وارد عمل شوند و همين امر نيز باعث مي‌شود كه جريان‌هاي ديپلماتيك، اغلب از جريان‌هاي سياسي دولتي تاثير بپذيرند.

اين استاد دانشگاه، با اشاره به اين كه رسانه‌ها علاوه بر ايجاد فضاي مذاكرات ديپلماتيك بر موفقيت يا شكست آن‌ها نيز تاثير‌گذارند،‌ تصريح كرد:‌ رسانه‌ها پيش از وقوع جريانات سياسي، ديپلماتيک و يا پس از آن، با تاثيرگذاري بر افكار عمومي‌ خاص كه به عنوان نخبگان ‌حكومتي در جريان ديپلماسي حضور دارند و همچنين افكار عمومي ‌مردم جهان، زمينه‌ي تخريب يا پيروزي مذاكرات را فراهم مي‌آورند.

وي همچنين رسانه‌ها را زمينه‌اي براي رساندن صداي مردم و افكار عمومي‌ به گوش ديپلمات‌ها و سياست‌گذاران سياست خارجي دانست و خاطر نشان كرد: ديپلماسي هنوز هم در اغلب كشورها، به عنوان سياست طبقه‌ي نخبه شناخته شده و افكار عمومي‌ كمتر در آن دخالت داده مي‌شود و در حقيقت ديپلماسي رسانه‌يي مي‌كوشد تا اين فاصله‌ي موجود بين مسوولان حكومتي و عامه‌ي مردم را پر كند.

خرازي آذر حضور رسانه‌ها براي آمادگي افكار عمومي ‌جهاني در حمله‌هاي اخير آمريكا به كشورهاي مختلف را نشان دهنده‌ي نفوذ ديپلماسي رسانه‌يي در جهان دانست و ادامه داد: سياه نمايي درباره‌ي طالبان براي ساختن يك دشمن فرضي از آن‌ها، جهت حمله به افغانستان و همچنين سياه نمايي درباره‌ي صدام و زمينه‌سازي براي ارايه‌ي اطلاعات اشتباه در مورد تسليحات نظامي‌ عراق از جمله نمونه‌هاي بارز نقش ديپلماسي رسانه‌يي در تاثيرگذاري بر افكار عمومي‌ جهاني است.

او با تاكيد بر اين كه متاسفانه رسانه‌هاي داخلي، صرفا انتقال دهنده‌ي اطلاعات هستند، ‌افزود: متاسفانه رسانه‌هاي ما با رويكرد و هدف ديپلماسي رسانه‌يي در عرصه‌ي ديپلماتيك حاضر نمي‌شوند و به همين خاطر نمي‌توانند در اين عرصه نقش يك جريان‌ساز را ايفا كنند.

به گفته‌ي وي براي داشتن ديپلماسي رسانه‌يي قوي در كشور، مي‌بايست هم رسانه‌ها به تحليل، دانش سازي و جريان سازي قوي بپردازند و هم دستگاه ديپلماسي، ارتباط قوي‌تري با رسانه‌ها برقرار كند كه اين تعامل در ايجاد جريان‌هاي رسانه‌يي ديپلماتيک مطابق با منافع ملي کشور، در سطح بين‌المللي، بسيار موثر خواهد بود.

اين استاد دانشگاه، با بيان اين كه متاسفانه سياست‌گذاران، به اشتباه رسانه‌ها را رقيب و محدودكننده‌ي خود در عرصه‌ي ديپلماسي مي‌پندارند، گفت: رسانه‌ها با انتشار اخبار در زمان واقعي، ديپلمات‌ها را با انتشار اخبار فارغ از زمان و در لحظه، وادار به موضع گيري سريع مي‌كنند و اين يعني همان حضور رسانه در بازي ديپلماسي، كه بايد از آن در جريان‌هاي سياسي به نفع كشور بهره‌برداري کرد.

او همچنين ديپلماسي کنوني را ديپلماسي شبكه‌يي خواند و افزود: جهان امروز، به مدد رسانه‌ها و تكنولوژي‌هاي نوين اطلاعات و ارتباطات، نوعي ديپلماسي شبكه‌يي را با حضور دولتي‌ها، غيردولتي‌ها ، افكار عمومي ‌و رسانه‌ها شاهد است كه اين امر نيز نتيجه‌ي گسترش نفوذ روزافزون رسانه‌ها در عرصه ديپلماتيک کشورها براي انتقال عقايد بازيگران نوين دولتي و غيردولتي در سطح جهان است.

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

مصاحبه های ایسنا در مورد دیپلماسی رسانه ای

علي صالح‌آبادي - مدير مسوول روزنامه‌ي همبستگي : رسانه‌هاي كشور نمي‌توانند بدون تجربه‌ي طولاني با ديپلماسي رسانه‌يي غرب مقابله كنند

دکترمحمد سلطانی فر- استاد دانشگاه - : ديپلماسي رسانه‌يي كشور بسيار ضعيف است

حسین قندی- استاد ارتباطات-: مطبوعات كشور در تغيير تصميمات دولتمردان، نقش موثري ايفا نمي‌كنند

محمد صفي‌زاده - مدير مسوول روزنامه‌ي ابرار: رسانه‌هاي كشور از مسائل آن سوي مرزها غافل‌اند

كاظم انبارلويي - سردبير روزنامه‌ي رسالت : رسانه‌ها گاهي متغير اصلي در ديپلماسي كشورها به شمار مي‌روند

منصور قنواتي - مدير مسوول روزنامه‌ي كارون : حضور رسانه‌هاي كشور در عرصه‌ي سياست جهاني و ديپلماسي در حد صفر است

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 

افزايش بودجه تبليغ رسانه ای آمريکا عليه ايران

 

آفتاب: آمريکا با افزايش زمان پخش برنامه‌هاي برون مرزي براي ايران، کوبا و کره‌شمالي قصد دارد جنگ تبليغاتي خود عليه اين کشورها را گسترش دهد. در بودجه جديد جرج بوش منابع لازم براي تامين مالي اين اقدامات پيش‌بيني شده است.

به گزارش خبرگزاري فرانسه در همين راستا پيش‌بيني مي‌شود بودجه پخش برنامه‌هاي برون مرزي از جمله صداي آمريکا (VOA) و راديو آسياي آزاد (RFA) با افزايش 8/3 درصدي به 2/668 ميليون دلار در سال 2007 برسد

در طرح جديد مدت زمان پخش برنامه‌ها نيز افزايش خواهد يافت. زمان برنامه‌هاي صداي آمريکا و راديو فردا که براي کره‌شمالي پخش مي‌شود به 10 ساعت خواهد رسيد. تلويزيون VOA نيز برنامه‌هاي خود را در 12 ساعت از روز براي بينندگان ايراني پخش خواهد کرد

لري هارت سخنگوي هيات مديره پخش برنامه‌هاي برون مرزي که سياستگذاري در اين زمينه را برعهده دارد با اعلام اين مطلب گفت: هم اکنون راديو صداي آمريکا در روز سه ساعت و نيم برنامه براي کره‌شمالي دارد و راديو آسياي آزاد نيز هر روز چهار ساعت برنامه براي اين کشور کمونيستي پخش مي‌کند
براي تامين بودجه مورد نياز اين طرح پخش برنامه‌هاي تلويزيوني و راديويي به زبان‌هاي کانتوني، تبتي و پرتغالي متوقف مي‌شود. ضمن آنکه برنامه‌هايي که به زبان‌هاي رومانياني، اسلاو و قزاقي پخش مي‌شوند نيز کاهش مي‌يابد

هارت در عين حال گفت: اينها فقط در حد طرح است و تا اول اکتبر 2007 عملي نخواهد شد و ممکن است يک سال ديگر بودجه مربوطه تصويب شود. وي در عين حال برنامه‌هاي جديد را در راستاي مقابله با چالش‌هاي امنيتي حياتي و ضروري پيش روي آمريکا عنوان کرد. مقامات ديگر اين شورا نيز گفته‌اند تامين بودجه لازم براي اين برنامه‌ها مشکل است و شورا تلاش مي‌کند بخشي از نياز مالي خود را از بخش‌هاي داوطلبانه تامين کند

گفتني است از حدود دو هفته قبل مرکز تضارب افکار «شوراي سياست خارجي آمريکا» که نهادي فوق‌العاده تندرو و نزديک به جمهوريخواهان است تبليغات گسترده و هدفداري را با کمک تعدادي از رسانه‌هاي آمريکايي عليه فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌اي ايران آغاز کرده است. در اين تبليغات که هدف آن تحريک افکار عمومي و جلب حمايت اجتماعي مردم آمريکا براي اقدام يکجانبه و غيرقانوني نئوکان‌ها عليه تهران است، ادعا شده که امروزه ايران بزرگترين چالش براي اهداف و منافع آمريکا در خاورميانه و مانعي براي پيروزي آمريکا در جنگ عليه تروريسم است.

در همين خصوص بخش موسوم به «آزادي ايران»! در شوراي سياست خارجي آمريکا که در سال 2006 با هدف کمک به سياستمداران آمريکايي براي توسعه و اجراي استراتژي‌هاي آمريکا در قبال ايران تاسيس شده پخش تبليغاتي را به صورت آگهي‌هاي تبليغاتي 30 ثانيه‌اي از شبکه‌هاي تلويزيوني CNN، MSNBC و همچنين کانال فاکس‌نيوز عليه فعاليت‌هاي هسته‌اي صلح آميز ايران آغاز کرد.

در متن يکي از اين تبليغات که بر روي سايت اينترنتي شوراي سياست خارجي آمريکا قرار گرفته با اشاره به اينکه زمان در حال اتمام است و عقربه ساعت رستاخيز هسته‌اي در حال نزديک شدن به ساعت 12 (زمان نابودي دنيا به وسيله جنگ جهاني اتمي) است ادعا شده بود: ايران بزرگترين حامي جهاني تروريسم است که از حملاتي که منجر به کشته شدن صدها آمريکايي شده حمايت کرده است. اين تيزرهاي تبليغاتي همچنين ادعا مي‌کنند که «يک گروه ايراني که 25 هزار عضو دارد براي انجام عمليات‌هاي انتحاري در اروپا و آمريکا آماده است!

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 
دیپلماسی رسانه ای: فرانس ۲۴

بی.بی.سی: 'فرانس ۲۴' نخستين شبکه خبری تلويزيونی فرانسه برای مخاطبان جهانی از چهارشنبه شب، ۶ دسامبر پخش برنامه هايش را آغاز کرد.

برنامه های فرانس ۲۴ در شروع کار به دو زبان فرانسه و انگليسی خواهد بود و بعدتر در سال ۲۰۰۷ زبان عربی نيز به آن اضافه خواهد شد. اين شبکه قرار است طی سه سال خبرهايش را به زبان اسپانيولی نيز پخش کند. اين شبکه در روز نخست تنها در اينترنت پخش می شود. از روز دوم، برنامه های فرانس ۲۴ از طريق ماهواره برای مخاطبانی در اروپا، خاورميانه و آفريقا پخش خواهد شد. با اين حال چشم اندازی برای جذب مخاطبان در آمريکا در دستور کار اين شبکه ديده نمی شود. مخاطبان آمريکايی به جز اينترنت تنها در واشنگتن، پايتخت و نيويورک، مقر سازمان ملل متحد خواهند توانست برنامه های اين شبکه را دريافت کنند. فرانس ۲۴ در مجموعه ای از ۵۰۰ هتل نيز پخش می شود.

مسئولان اين شبکه می گويند قرار نيست برنامه های خبری شان به زبان فرانسه توليد و سپس به انگليسی يا عربی ترجمه شود. آنها همچنين می گويند که هدف اين شبکه خبری "نمايش آن چيزی است که بيننده قرار نيست ببيند، بداند يا دريابد". نکته ای که برخی تحليلگران در رسانه ها به ديده شک و ترديد به آن می نگرند.

اين تحليلگران رقابت با رسانه های باسابقه ای چون سی ان ان و بی بی سی و به تازگی الجزيره، آنهم با بودجه ۱۱۴ ميليون دلاری و تنها ۳۸۰ کارمند را کاری به غايت سخت ارزيابی می کنند. بودجه سی ان ان حدود ۸۵۶ ميليون دلار است.

فرانس ۲۴ ماموريت خود را "پوشش خبری رويدادهای جهانی، با نگاهی فرانسوی" معرفی کرده تا "ارزش های فرانسه را به اقصی نقاط جهان انتقال دهد".

صدای فرانسه

سابقه اين تلويزيون به سال ۲۰۰۳ باز می گردد. زمانی که ايالات متحده آمريکا به رغم مخالفت بسياری از کشورهای جهان، از جمله مخالفت جدی فرانسه، در غالب "جنگ عليه تروريسم" به عراق حمله کرد.

ژاک شيراک رئيس جمهور فرانسه از اين که صدای اين کشور در مخالفت با جنگ به اندازه کافی در واشنگتن و لندن شنيده نشد، بشدت ابراز نا اميدی کرد و همين امر محرک لازم را برای تولد اين شبکه تلويزيونی فراهم کرد.

در آن زمان دولت های اروپايی نه تنها اهميت و وزن سياسی - نظامی خود را زير سوال بردند، بلکه ناتوانی در رساندن پيامشان به دنيا نيز بيش از پيش به چشمشان آمد. در همان ايام بود که زمزمه های "سی ان ان فرانسه" از گوشه و کنار به گوش رسيد.

با اين حال زمان زيادی به طول انجاميد تا اين رويا به واقعيت بدل شود. رويايی که با وجود امکانات به نسبت محدود و عدم دسترسی به حجم گسترده ای از مخاطبان

ژاک شيراک در دفتر فرانس ۲۴

ژاک شيراک، رئيس جمهور فرانسه بانی اصلی راه اندازی "فرانس ۲۴" است

پيشيندر آمريکای شمالی، به نتيجه رسيدنش به شدت مورد سوال است.

اما پخش محدود در دو شهر ايالات متحده به قصد تاثيرگذاری بر سياستگذاران و روشنفکران آمريکايی نشانه ای روشن از اهداف سياسی در پس راه اندازی اين شبکه تلويزيونی است.

فرانسه به اين ترتيب وارد عرصه ای شده است که ژاک شيراک آن را "نبرد جهانی تصاوير" می خواند. جايی که با وجود رقبای کارکشته پيروز بيرون آمدن از آن نبايد کار ساده ای باشد.

 

آغاز نمادين

 
پخش اين شبکه بر روی اينترنت از سوی فرانس ۲۴ آغازی نمادين محسوب می شود. به اين ترتيب سايت فرانس ۲۴ می خواهد تعهدش را برای "تبديل شدن به يکی از سايت های پيشرو در عرصه ويديوهای خبری" نشان دهد.

اين شبکه می گويد قصد دارد "پخش تلويزيونی را با اينترنت مرتبط کند" و به اين منظور همه گزارش های ويديويی اش را در سايتش قرار می دهد.

علاقمندان همچنين می توانند برنامه های اين شبکه را رايگان و به صورت زنده از اينترنت تماشا کنند. برای اين منظور به آنها امکان داده می شود تا يکی از سه زبان انگليسی، فرانسه يا عربی را برای تماشا انتخاب کنند.

مخاطبان از امکانات ارتباط دوسويه نيز برخوردار خواهند شد و خواهند توانست از طريق اينترنت به صورت مستقيم با خبرنگاران در ارتباط باشند و نقطه نظراتشان را به آنها منتقل کنند.

به گفته فرانس ۲۴، خبرنگاران و توليدکنندگان خبری مشهور همچنين از طريق وبلاگ های اختصاصی، ارتباط نزديک تری با مخاطبان برقرار خواهند کرد.

"بی طرف"

فرانس ۲۴ ارزش های خود را "صداقت، استقلال، تحليل، دقت، احترام، فروتنی، تجدد و کار جمعی" خلاصه کرده است.

اين شبکه که هزينه اش از بودجه عمومی تامين می شود می گويد قصد دارد "همواره بی طرف بماند". فرانس ۲۴ همچنين تاکيد می کند که: "ما صدای هيچکس نيستيم و تحت تاثير هيچ دولت، حزب سياسی يا گروه با نفوذ قرار نداريم".

سهامداران فرانس ۲۴، گروه خصوصی TF1 و گروه دولتی "فرانس تلويزيون" هستند که هر کدام ۵۰ درصد سهام اين شبکه را در اختيار دارند. با اين وجود بودجه محدود شبکه باعث شده تا برای عملی کردن وعده پوشش خبری جهان از خدمات شرکت ها و موسسات خبری ديگر نيز استفاده کند.

اين شبکه خبری، ۳۶ خبرنگار ويژه در نقاط حساس جهان مستقر کرده و از حدود ۲۰۰ خبرنگار موسسات ديگر بهره می برد.

فرانس ۲۴ علاوه بر استفاده از دفاتر "فرانس تلويزيون" و TF1، از خدمات "خبرگزاری فرانسه" (آژانس فرانس پرس)، "راديو بين المللی فرانسه"، RFO، "شبکه جهانی راديو" و خبرنگاران پاره وقت استفاده خواهد کرد. 

+    Dr. Raha Kharrazi Azar - Director | 
کمپین رسانه ای پنج سال پس از یازده سپتامبر

Remembering 9/11 ..... 5 years Later 

 

کمپین رسانه ای کاخ سفید                        &