![]() |
![]() |
|
| Strategic and International Studies Group For Media and Communication |
|
روزنامه نگاري نرم: در تعامل یا تقابل با ديپلماسي مقاله زير بررسي اجمالي يک تحقيق علمي درباره تاثير نرم خبر و روزنامه نگاري انتقادي در سياست خارجه امريکاست.
سخت خبر ژانر مهمي از خبر است که به پوشش رويدادهاي مهم و فوري که دربرگيرنده سران کشورها، موضوعات بنيادي و سرنوشت ساز يا اتفاقات و حوادث شاخص در زندگي روزمره مردم مانند وقوع زلزله يا فاجعه سقوط هواپيما مربوط مي شود مي پردازد. سخت خبر اساسا و از قديم براي شهروندان علاقه مند به مشارکت در امور جامعه ، موضوعي حياتي و مهم تلقي مي شده است.
در واقع هر چقدر يک شهروند به امور مربوط به خود، خانواده ، اقوام ، جامعه ، شهر، کشور و نهايتا جهاني که درآن زندگي مي کند اهميت قائل شود بيشتر و بيشتر به سخت خبر اهميت مي دهد. در طرف ديگر اما، نرم خبر که در واقع قالب اصلي روزنامه نگاري نرم محسوب مي شود، مجموعه اخباري را شامل مي شود که کوچکترين ارتباطي با نيازهاي اوليه جامعه ، امور رايج کشور و سياستگذاري هاي کلان ندارد و مخصوصا مربوط به موضوعات احساسي ، شخص محور يا ستاره محور و مورد علاقه انسان هاست و کمتر محدوديت زماني دارد. يعني جنس آن به گونه اي است که در هر زمان و مکاني خاصيت آن که همانا سرگرم سازي و تهييج احساسات انساني است از ميان نمي رود و در قياس با سخت خبر حادثه محورتر است. از لحاظ تاريخي و از حيث ريشه يابي پيدايش تمايز ميان نرم خبر و سخت خبر بايد سراغ يک سري ساختارهاي موسسه اي و فرآيندهاي خاصي رفت که مي توان آنها را در چند بخش خلاصه کرد. ايجاد تمايز ميان شرکتهاي صرفا خبري و شرکتهاي خبرسازي يا خبري يکي از مهمترين اين عوامل بود. پس از آن ايجاد اين تفکر که پرداختن به پوشش خبري امور رايج مملکت و جهان کاري تکراري است و نمي توان از آن انتظار درآمدزايي داشت سبب شد برخي شرکتها و سازمان هاي خبري نيز پا جاي پاي شرکتهاي سرگرمي بگذارند و خبر و سرگرمي را با هم ترکيب کنند تا از اين راه درآمدي حاصل شوند. البته اين نياز هرگز در زماني که تعداد تلويزيون ها به اين تعداد نبودند حس نمي شد. اين نياز حتي زماني که اينترنت پاي در عرصه اطلاع رساني گذاشت بيش از پيش حس شد چرا که اين رسانه جديد نيز به زودي داعيه دار اطلاع رساني و خبرپراکني شد. با اين همه ، مي توان بزرگترين عامل رشد روزنامه نگاري نرم را تولد شبکه هاي تلويزيوني کابلي و ماهواره اي و پس از آن اينترنت دانست..
اينترنت و شبکه هاي تلويزيوني خبري کابلي مانند سي.ان.ان به تنهايي نقشي بسيار مهم در توليد اين ژانر از روزنامه نگاري به عهده دارند. تصور کنيد که در اولين دقايق پس از يک رويداد مهم ملي شبکه سي.ان.ان يا يکي از سايتهاي اينترنتي خبر مربوط به آن را براي طيف گسترده اي از مردم پخش مي کند آن گاه اين سوال پيش مي آيد که ديگر شبکه هاي تلويزيوني در بخشهاي خبري خود بايد چه چيز تازه اي را براي بينندگان خود بازگو مي کردند. با وجود اين که بسياري از منتقدان معتقدند روزنامه نگاري نرم مخاطبان فراري از اخبار تکراري مربوط به امور رايج مملکت يا جهان را به سوي رسانه ها بازگردانده است ، عده اي ديگر از تحليلگران بر اين باورند که صرف رجوع مخاطبان به رسانه ها و وقت گذراني با آنها دردي را درمان نمي کند و در واقع آنچه مخاطبان را به رسانه ها بازگردانده است جنبه هاي مشخص و مفيد خبرپراکني که همانا بالا بردن سطح دانش و مشارکت مردم در امور اجتماعي ، سياسي و اقتصادي جامعه خود و جهان پيرامونشان است نيست بلکه جنبه هاي احساسي زندگي پيراموني است که نهايتا مخاطب را درون خلسه اي مقطعي و خوشي ناپايداري فرو مي برد که برعکس او را نسبت به سرنوشت جامعه اطراف و جهان پيرامونش منفعل کند.
ارتباط آگاهي سياسي و گرايش به نرم خبر
منابع خبري از جهات مختلفي با يکديگر متفاوتند، اما همه آنها در مرحله اول روي مضمون هاي مبتني بر نرم خبر متمرکزند و همه آنها مايلند تا نمونه هاي مشابه سياسي يا موضوعات سياست خارجه را درست با استفاده از همين روش پوشش دهند. زالر، يکي ديگر از منتقدان نرم خبر (1992) استدلال مي کند که افراد در سطوح مختلف آگاهي سياسي ، درباره اين که چگونه در معرض اخبار و اطلاعات سياسي قرار بگيرند، تمايلات متفاوتي دارند و در هنگام مواجهه با اطلاعات سياسي نيز، عکس العمل هاي متفاوتي از خود بروز مي دهند.
از سوي ديگر، کم اطلاع ترين افراد جامعه اساسا تمايلي به مواجهه با اخبار و اطلاعات سياسي ندارند؛ بنابراين آنها هيچ مبنايي که براساس آن تغيير عقيده دهند در اختيار ندارند. عقايد افراد کاملا مطلع و آگاه سياسي نيز غالبا استوار است که دليل متفاوتي دارد. کارآزموده هاي سياسي ، سيستم هاي اعتقادي استواري دارند که به آنها اجازه مي دهد در برابر پيامها و اخبار نادرست و ناهماهنگ مقاومت کرده و آنها را نپذيرند، حتي اگر به خوبي در معرض آنها قرار گيرند. ![]() مائوم به اين تمايل آخري در رد کردن و نپذيرفتن اطلاعات مغاير با باورهاي پذيرفته شده قبلي ، به عنوان پذيرش گزينشي اشاره مي کند. مدل پذيرش و قبول نشان مي دهد چون افراد آگاه از لحاظ سياسي از نگرش عميق و وسيع سياسي برخوردارند، نسبت به ديگر همتايان ديگر خود که سواد و آگاهي سياسي کمتري دارند، بهتر مي توانند روش پذيرفتن گزينشي و گزينش پيامهاي دريافتي را به کار بگيرند. آگاهان سياسي ، علاقه مندان به سخت خبر
براساس مدل پذيرش و قبول ، افراد بي تفاوت نسبت به سياست بندرت به سراغ منابع خبري سنتي مي روند تا خود را در معرض اخبار سياسي قرار دهند و نيز بعيد است که خود را در معرض اخبار و گزارش هاي مبتني بر سخت خبر در مورد سياست خارجه قرار دهند. حتي اگر در معرض اين نوع اخبار نيز قرار گيرند بعيد است مانند افراد مطلع و نخبگان سياسي توجه خاصي به آن مبذول دارند و درصدد فهم و درک اطلاعات پيچيده اي که معمولا توسط چنين برنامه هايي ارائه مي شود بيايند. (هاميل و لوجه ، 1986 ، هاميلتون ، 2003)
از سوي ديگر در معرض پوشش خبري امور خارجه از طريق رسانه هاي خبري مبتني بر نرم خبر قرار گرفتن بدون شک تاثير بيشتري روي افراد بي تفاوت به سياست خواهد گذاشت که اخبار سنتي چنين تاثيري را نخواهند داشت.
اما با استناد به ويژگي هاي پوشش خبري مبتني بر نرم خبر و نگرش از پيش تعيين شده و قبلي مصرف کنندگان کم اطلاع ، تاثير مستقيم چنين در معرض قرار گرفتن مي تواند حمايت از سياست خارجه بين المللي گراي امريکا را بالا يا پايين بياورد؛ بنابراين قبل از پيش بيني اين که چطور در معرض نرم خبر يا سخت خبر قرار گرفتن بر نگرش عمومي تاثير مي گذارد، ابتدا بايد اين موضوع را در نظر بگيريم که آيا و چطور رسانه هاي مبتني بر سخت خبر و نرم خبر در پوشش سياست خارجه با يکديگر فرق مي کنند. ![]() پوشش بحران ها با سخت خبر يا نرم خبر؟
تفاوت هاي پوشش حملات نظامي امريکا در رسانه هاي مبتني بر سخت خبر و نرم خبر باعث شد برخي منتقدان براي تعيين اين که آيا و چگونه منابع خبري مبتني بر نرم خبر و سخت خبر در پوشش بحران هاي خارجي با يکديگر متفاوتند، يک سري الگوهاي خبري را که به صورت رندوم گزينش شده بودند، مورد بررسي قرار دهند. اين الگوها شامل 38 نرم خبر و 55 سخت خبر مربوط به شماري از درگيري هاي نظامي امريکا در دهه نود است.
اولين دسته از سوالات ، شيوع قالبهاي موضوعي و داستاني در پوشش مبتني بر نرم خبر و سخت خبر از مداخله هاي نظامي امريکا در کشورهاي مختلف را نشان مي دهد. نتايج اين بررسي نشان مي دهد منابع خبري مبتني بر نرم خبر در قياس با بخشهاي خبري سنتي سراسري مثل سي.ان.ان ، ان.بي.سي ، اي.بي.سي و سي.بي.اس بسيار کمتر از قالبهاي موضوعي براي پوشش مداخله هاي نظامي استفاده کرده اند و مثلا اطلاعات کمتري درباره ريشه درگيري ها، دلايل آن ، اين که آيا درگيري ها پيش از دخالت امريکا نيز وجود داشته يا خير يا اطلاعاتي در جهت شناسايي کشورها و گروههاي درگير در آنها ارائه کرده اند. به طور کلي ، منابع خبري مبتني بر نرم خبر بندرت بحثي جدي درباره کل درگيري ها يا شرايط و موقعيت پيرامون آنها مطرح کرده اند. درست عکس اين موضوع و در حالي که قالبهاي داستاني در 69 درصد از گزارش هاي مبتني بر سخت خبر ديده مي شود اين قالبها در تمامي پوشش هاي مبتني بر نرم خبر حضور داشته ، به طوري که 95 درصد از کل همه گزارش هاي مبتني بر نرم خبر را مشتمل مي شده اند. در مورد ارجاع به فعاليت هاي نظامي گذشته امريکا، گزارش هاي مبتني بر نرم خبر 3 برابر بيشتر از گزارش هاي مبتني بر سخت خبر اقدام کرده و شرايط وقت را با شکست ها و ناکامي هاي گذشته امريکا مانند جنگ ويتنام يا حملات تروريستي به منافع امريکا در کشورهاي ديگر مقايسه کرده است. با توجه به اتکاي بسيار گسترده نرم خبر به قالبهاي داستاني ، تعجب آور نيست که افراد بي تفاوت به سياست که جزو مصرف کنندگان اوليه نرم خبر هستند و بيش از ديگران ممکن است تحت تاثير قالبها قرار گيرند درباره سياست بين المللي گراي امريکا اظهار شک و ترديد مي کنند. اين الگوها نشان مي دهند استفاده از نرم خبر تا حد بسيار زيادي با کم شدن علاقه و تمايل مصرف کنندگان آن به جانبداري از سياست خارجه بين المللي گراي امريکا ارتباط مستقيم دارد. اين موضوع بخوبي نشان مي دهد اگر مصرف کنندگان ، از طريق رسانه هاي نرم خبر چيزي درباره دنيا مي آموزند تنها و تنها به خاطر تمايل آنها به سرگرم شدن بوده است ؛ بنابراين اين احتمال بسيار ضعيف است که افراد بي تفاوت سياسي جزو آن دسته از مصرف کنندگاني باشند که با انتخاب خود و به منظور تقويت ديدگاه ها و تمايلات انزواطلبانه خود به مخاطبان نرم خبر پيوسته باشند. نتيجه اين که هرگونه اطلاع و مصرف موضوعات تقويت کننده نگرش انزواگرايي ، به احتمال زياد، تصادفي صورت مي گيرد؛ همچنين به نظر غيرقابل پذيرش مي آيد که منابع خبري مبتني بر نرم خبر به خود زحمت داده و محتويات پوشش خبري خود از سياست خارجه را به گونه اي تنظيم کنند که دقيقا با ديدگاه هاي انزواگرايانه برخي از مخاطبانشان که به هرحال براي گرفتن اخبار و اطلاعات سياسي پاي برنامه آنها ننشسته اند، هماهنگ باشد.
در نهايت اين احتمال نيز وجود دارد که دليل عمده علاقه مندي بينندگان به استفاده از برنامه هاي مبتني بر نرم خبر خستگي و دلزدگي شديد آنها نسبت به سياست هاي واشنگتن و در نتيجه فرار و رويگرداني کلي از اخبار سياسي باشد. اين در حالي است که اين دسته از بينندگان ، به صورت سيستماتيک تمايل بيشتر به انزواگرايي و دوري از سياست بين المللي گرايي دارند. اما تحقيق NES در سال 2000 نشان مي دهد که اعتماد به دولت و رسانه ها هرکدام ارتباطي مثبت با مصرف روزانه تاک شوهاي تلويزيوني و ارتباطي منفي با انزواگرايي داشته است. |
|
+
Dr. Raha Kharrazi Azar - Director |
|
|
امروز تقریبا این گونه گذشت ....
|
|
+
Dr. Raha Kharrazi Azar - Director |
|
|
Noopolitic
در آيندهاي بسيار نزديك، براي مواجهه با جهاني كه در آن نووپلتيك در حال ظهور است، به تدوين يك دكترين اطلاعات نياز است، تا عناصر قوي سياست عملي كه همچنان به پايداري خود ادامه ميدهند، به كنار زده شوند. اين دكترين بايد نه تنها متشكل از دفاع الكترونيكي چند لايه، بلكه از عناصر فعال تدابير الكترونيكي براي رويارويي با مهاجم نيز برخوردار باشد نووپلتيك يا سياست مبتني بر اطلاعات و آگاهي به نوعي كشورداري اطلاق ميشود كه با گستردهترين حوزه اطلاعاتي عقل، موسوم به جهان آگاهي يا (Noos Phere) مرتبط است. نووپلتيك را ميتوان مشي سياست خارجي كشورهاي غربي به زعامت آمريكا براي عصر اطلاعات دانست كه در آن از قدرت نرم به جاي قدرت سخت بهره ميگيرد. نووپلتيك بر اين اصل استوار است كه حق، زاييده قدرت است نه قدرت زاييده حق. بنابراين، نووپلتيك چندان بر تفوق ارزشهاي اجتماعي و اصول اخلاقي بر سياست خارجي كشورها، به ويژه آمريكا تأكيد ندارد. البته، هم بازيگران حكومتي و هم بازيگران غيرحكومتي ميتوانند توسط نووپلتيك هدايت شوند و يا از آن بهره گيرند، ولي منافع ملي كه با ديدگاه دولتي و حكومتي تعريف شده باشد، به تنهايي نميتواند انگيزهاي براي پيشبرد نووپلتيك باشد. با اين وصف، نووپلتيك بيشتر درصدد قدرت بخشيدن به شبكههاي متشكل از بازيگران حكومتي و غيرحكومتي است. سياست علمي، حكومتي را در برابر حكومت ديگر قرار ميدهد، در حالي كه نووپلتيك، حكومتها را به همكاري با يكديگر در قالب ائتلافها و ساير شكلهاي همكاري متقابل تشويق و ترغيب ميكند. نووپلتيك در آينده نزديك، جانشين سياست عملي يا سياست مبتني بر زور نميشود، بلكه آن دو، با يكديگر همزيستي خواهند داشت، اما در حالتي از يك موازنه شكننده قرار ميگيرند كه اين موازنه از منطقهاي به منطقه ديگر جهان فرق ميكند. زيرا، در برخي از كشورها، الزامات پويايي عصر اطلاعات را كاملاً به خود جذب كردهاند، در حالي كه ديگر كشورهاي دسته اول، نووپلتيك به خوبي درك ميشود، در كشورهاي در حال توسعه، سياست عملي حكمفرماست. به بيان ديگر، نووپلتيك در نقاطي كه از تكنولوژي پيشرفتهتري برخورداند، مانند اروپاي غربي و آمريكاي شمالي، بيشترين مقبوليت را خواهند داشت، ولي اين مشي سياسي در مكانهايي كه هنوز حكومتها محور امورند، از مقبوليت كمتري برخوردار خواهند بود. به علاوه، نووپلتيك در جوامعي كه رسانهها بر آن مسلطاند، به خوبي پياده ميشود.
1ـ دسترسي كشورها به فضاي اطلاعاتي حمايت شود؛ 2ـ آزادي اطلاعات و ارتباطات، به عنوان يك حق ترويج گردد؛ 3ـ از دسترسي سازمانها و بازيگران غيرحكومتي به فضاي اطلاعاتي حمايت گردد؛ 4ـ از طرحهاي متمايل به سياستهاي عملي براي كنترل شبكهها ارتباط جمعي پرهيز شود؛ 5ـ به منظور تضمين ايمني و امنيت فضاي اطلاعاتي جهاني، سيستمهاي اطلاعاتي چندلايه پديد آيد؛ 6ـ ايجاد يك نيروي ويژه رسانهاي كه به جاي تسليحات نظامي با تسليحات رسانهاي مجهز باشد، براي حل و فصل مناقشات را تشويق كند؛ 7ـ درهاي ديپلماسي را به منظور هماهنگي بيشتر بين بازيگران حكومتي و غيرحكومتي با هدف به راه انداختن انقلابي ديپلماتيك بگشايد. |
|
+
Dr. Raha Kharrazi Azar - Director |
|
|
|
|
+
Dr. Raha Kharrazi Azar - Director |
|
|
Home Archive |
| VISION |
For Almost people Near Enough Is Good Enough But For A Few Near Enough Is Never Enough |
|
RSS
|